امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

جدیدترین رنگ موی ریحانا! +تصاویر

rihana,ریحانا,عجیب ترین رنگ مو ریحانا

بسیاری از زنان برای مخفی کردن و از بین بردن موهای خاکستری خود چه کارها که نمی کنند. ولی این بار ریحانا در کمال تعجب، و با افتخار موهای خود را به رنگ خاکستری یخی در آورده و به همه نشان می دهد.

او موهای بلوند خود را اول سیاه کرد، سپس هایلات ذغالی به آن زد تا این ظاهر مخوف و جدید را برای خود بسازد. این خواننده ی ۲۵ ساله در چهارشنبه ۱۷ جولای با یک سری عکس جدید، رنگ جدید موهای خود را آشکار ساخت!

ناگفته نماند که او عادت دارد که مدل و رنگ موهای خود را مرتبا عوض کند. قبلا موهای خود را به رنگ بلوند، خرمایی، قرمز و خیلی مدل های دیگر درآورده بود. اوایل امسال هم نصف موهای خود را تراشیده و نصف دیگر آن موی بلند و فر داشت!

ریحانا,عجیب ترین رنگ مو,عکس هایی جدید ریحانا

ریحانا,عجیب ترین رنگ مو,عکس هایی جدید ریحاناhttp://wikinaz.ir/

جملات جالب و خاص کاریکلماتوری مرداد ماه ۹۲

جملات خاص,کاریکلماتور
کلاهم را برداشت و به جای آن منت بر سرم گذاشت !
.
.

.

نان حلال سر هیچ سفره ای بیات نمی شود !
.
.
همه چیز دست به دست هم داد تا من و او نتوانیم دست در دست هم بگذاریم !
.
.
کلاغ می خواست پرواز هواپیما را یاد بگیرد ، دچار نقص فنی شد !
.
wikinaz.ir
به افتخار هر لحظه زندگی ، میلیاردها ضریان قلب شلیک می شود !
.
.
دیروز چک برگشتی است ، فردا چک وعده دار ولی امروز نقد نقد است !
.
.
بعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف !
.
.
آتشفشان درون گاهی با فریاد و گاهی با اشک فوران میکند !
.
.
چراغ خواب ، خمیازه می کشید !

.
wikinaz.ir
برخی برای رعایت عدالت ، با همه ناعادلانه رفتار می کنند !
.
.
گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود !
.
.
اگر حرف مفت را می خریدند ، الان میلیاردر بودم !
.
.
صمیمیت تو ، بیشتر از شماست !
.
.
برای اینکه کفشهایش را برق بیاندازد ، بندهای آن را در پریز فرو میکرد !
.

wikinaz.ir

آنهایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند !
.
.
از عجایب روزگار این که هر یک “نقطه” دارای سه نقطه است !
.
.
قفسی که فکر پرنده نتواند در آن پرواز کند هنوز ساخته نشده است !
.
.
دولت عشق با کودتای فراق سرنگون گردید !
.
.
پشت کفشم را خواباندم تا پایم را که خواب رفته بود بیدار نکند !
.
.
اگر عشق را توان حرف زدن بود ، از عقل می گفت !
.
.
فقط حرفهای استاد ریاضی ، حرف حساب بود !
.
.
ماشینی که از دست راننده اش عصبانی بود جوش آورد !
.
.
موش توی سوراخ نمی رفت ، گربه گفت آخ جون !
.
.
مرگم را از چشم تولدم می بینم !
.
wikinaz.ir
گربه ها نوازندگان خوبی هستند ، چون خوب چنگ می زنند !
.
.
کاکتوس صادق تر از آنست که مانند گل سرخ خارهایش را نهان کند !
.
.
وقتی گوشم سنگین میشه ، وزنم تغیری نمی کنه !
.
.
مردم می گویند حالت را می گیرم ، نمی گویند دیروز یا فردایت را می گیرم …
چون اگر حال را بگیرند فردا را هم گرفته اند و دیروز را بی فایده کرده اند !
.
.
درخت تا زنده است دسته تبر نمی شود !
.
.
با این که کچل بود کلکسیون سشوار داشت !
.
.
شکوفه پاداش درختانی است که سختی سرمای زمستان را به جان خریده اند !
.
.
مهمترین هوادارانش ریه هایش بودند !
.
.
نگاه خشمگین ، از دیدن لبخند عاجز است !
.
.
در بازار عشق هیچگاه عرضه با تقاضا تناسب ندارد !
.
.
بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند !

 

 

اس ام اس دپرس و دلشکسته تاپ مرداد ماه ۹۲


الان که این را می نویسم ساعت دقیقا راس نبودن توست ؛ تو هر موقع دلت خواست بخوان …
.
.

.

اس ام اس دپرس و دلشکسته تاپ مرداد ماه 92

ساعت های نبودنت روی مچم بسته نمیشود ، حلقه می شوند دور گردنم !
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ “ﮔﯿﺮ” ﺑﺎﺷﻪ ، ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ “ﻧﺦ ﮐﺶ” ﻣﯿﮑﻨﻪ …
.
.
جدایی نادر از سیمین “اسکار” میگیرد و جدایی تو از من “جانم” را …
.
.
هزار کلمه بر جای خالیت ریختم اما پر نشد ؛ به گمانم جایت بینهایت خالیست !
.
.
همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل خوشحالیت نبودن منه …
.

.اعتراف می کنم عاشقت نبودم ، هنوز هم شاید نباشم اما اعتراف میکنم مرگ را بارها در نبودنت زیسته ام …
مرگ همان تویی هستی وقتی که نیستی !
.
.
هیچوقت دل اونایی که گریه شون بی صداست رو نشکنید چون این آدما هیچکس رو ندارن که اشکاشونو پاک کنه …
.
.
سوم
هفتم
چهلم
سال
چند سال دیگر باید عزادار نبودن هایت باشم …
.
.
خدارو شکر بعد این همه زندگی منم یه چیز شدم :
“فراموش”

.
.
دلم میخواهد گاه به دستانت که مینگری ، جای خالی دستانم را به یاد آوری !
.
.
وقتی رفتی ، نه بزار مثبت فکر کنم …
وقتی آمدی برایم فاتحه بخوان !
.
.
همه چیز سر جای خودش هست ، چیزی تغییر نکرده ؛ تنها تویی که جایت خالیست !
.
.
دلم شور میزند !
میترسم صبح که بیدار میشوم از قاب عکست هم رفته باشی …
.
.
من که جز تو کسی را ندارم ولی چرا تو را هم ندارم ؟
.
.
کاش هنوز بچه بودیم ، لااقل شبها عروسک بغل میکردیم تا خوابمان ببرد !
حالا گوشی را و یک دُنیا انتظار …
.
.
جز تو آرزویی در دل ندارم ؛ ای کاش دلی هم نداشتم تا اینگونه آرزو به دل نبودم …
.
.
این زندگی به یک “تو” نیاز دارد ، خواهش میکنم پیدا شو …
.
.
حرفها سه دسته اند :
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت …
.
.
نیستی و من پرم از لحظاتی که مملو از توست …
.
.
فیزیک بعدها ثابت خواهد کرد که در نبودن ها و ندیدن ها و نداشتن ها ، جاذبه برای کشیده شدن اشک به بیرون بیشتر است !
.
.
گاهی بهترین وسیله برای فراموشی ، دیداری دوباره است !
.
.
از کهنگی این خانه عبور کن ، بگذار سهم من از این دیوار ترک خوردن باشد !
.
.
سکوت میکنم
نه به احترام آنان که از فریادم خسته شدند !
نه برای آنانی که به دنبال سکوتم هستند !
نه برای دل او که میخواهد با سکوتم مرا بشکند !
و نه برای بودنی تکراری سکوت میکنم …
چون صدای تو را در سکوت می شنوم ، تو که تمام دنیای پر از فریادم را به یکباره خاموش کردی و به من سکوت را هدیه دادی …
.
.
دارم شکست میخورم ، کسی میل ندارد ؟
.
.
این قصه از ابتدا به سر آمده بود ؛ فقط در این میان کلاغی آواره شد !
.
.
گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !
گاهی که خیلی غمگین میشوم خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی و خود را در آغوشِ خود رها میکنم ، دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم و فراموش نشده ام ، نمرده ام !
گاهی که خیلی غمگین میشوم مدتها خود را در آینه مینگرم !
امروز از آن گاهی هاست …
.
.
در من
کوچه هاییست که با تو …
سفر هاییست که با تو …
روزهایست که با تو …
شبهاییست که با تو …
عاشقانه هاییست که با تو …
نگشته ام
نرفته ام
سر نکرده ام
آرام نیافته ام
نگفته ام
می بینی چقدر با تو کار دارم ؟
زودتر بیا !
.
.
گریه آخر شب هایم انگار کافی نبود …
این روزها به یاد صبح بخیر گفتنهایت اول صبح ها هم گریه میکنم !
.
.
دنـــــیـــــــا :
بازی هایت را سرم درآوردی
گرفتنی ها را گرفتی
دادنی ها را ندادی
حسرت ها را کاشتی
زخم ها را زدی
دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم …
محتاج یک خواب بی بیدارم !
.
.
گاهی وقت ها تو زندگی میرسی به یه جایی که بن بست نیست اما دیگه مقصد نداری !
.
.
ببخش که گاهی یادم میرود قصه با نبود تو آغاز میشود …
.
.
من بازمانده یک داستان پر دردم ، همان یکی که همیشه بود کنارِ یکی که هیچوقت نبود …
.
.
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻐﻀﺶ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺕ …
.
.
جای خالیِ تو کنارم ، چشمانم را میسوزاند !
.
.
ببین ، ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺍ ﻫﯿﭽﻜﺲ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻣﮕﺮ ﻛﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽ ، ﻏﺼﻪ ﺍﯼ ، ﻏﻤﯽ !
.
.
همه بدهی هایم را هم که صاف کنم به دلم مدیون میمانم برای تمام دلم میخواست های بی جواب مانده ام !
.
.
خواب مرا نمی برد ، تو را می آورد بی آنکه باشی …
.
.
دل بسته ام به پاییز ، شاید دوباره از سر مهر بیایی !
wikinaz.ir
.
ایستاده ام ، بگذار سرنوشت راهش را برود …
من همین جا کنار قولهایت ، درست روبروی دوست داشتنت و در عمق نبودنت محکم ایستاده ام !
.
.
فردا هم می آید اما تو نمی آیی ؛ من به تکرار روزهای تلخم عادت دارم !
.
.
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ، ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺣﺘﯽ ﺧﻢ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯼ !
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺭﺩها کمر ﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺑﺮﻭ …
.
.
عادت دارم هر روز جای انگشتانم را از روی شیشه ی مانیتور پاک کنم ، آخر نوازش کردن عکسهایت عادت من است …
.
.
ﮐﻠﻤﺎﺕ ﭼﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ … ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﺎﺗﻢ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ …
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ …
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻧَﻔَﺲ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺒﺮﯼ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔﺲ ﻫﺎ ﻣﺮگ ﺗﺪﺭﯾﺠﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !
.
.
ﺳﺨﺘﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﮐﺴﯿﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ …
.
.
باور کن من تنهاترین ضمیر دنیاست و او خوشبخت ترین ضمیر دنیا چون تو را دارد !
.
.
برای روز مبادا نگه ات داشته بودم !
افسوس که تازگی ها چه زود “مبادا”هایم “بادا” می شوند …
.
.
ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻃﻌﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ !
ﺑﺎﻭﺭ کن ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮﯾﯽ که “ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ” ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ …
.
.
خنکای یک عصر بهاری …
کنار شاه بوته یاسی وحشی …
میزی که کاسه ای پُر از پولکی زعفرانی دارد و دو فنجان چای داغ را خیال خواهم کرد …
لطفا به خیالم بیا !!!
.
.
مانند هوای شهر تهران شده ام ؛ باران زده ای که همچنان آلوده است …
wikinaz.ir
.
هرشب به جرمِ غصه هایی که میشمارم تا بخوابم کابوس میبینم !
.
.
هواى فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم مى بافم !!!
.
.
یکی از خوردنی های همیشگیم غصه س …
.
.
من همان اتفاقم که افتاد و شکست !
.
.
ﻧﺒﺎﺵ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺴﺘﯽ ؛ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ …
.
.
و عشقم قفسی ست از پرنده خالی …
.
.
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ !
.
.
در سکوت دردناک حرفهایم به گل نشسته ام !
.
.
تابستان داغی ست من اما دلم دیگر به این زندگی گرم نمیشود …
.
.
بیزار میشوم از روزگار که گاهی جایی یا جایگاهی را خالی میکند ؛ به گمانم حتی به ذهنش نمیرسد که جای بعضیها را نمیتوان پر کرد !
.
.
حالم حال گرگی است که خداوند توبه اش را پذیرفته ولی مردمان میگویند : توبه گرک مرگ است !
.
.
جایی خواندم ما آدمها زنده ایم به سبب آنکه کسی دوستمان داشته باشد …
سوالی پیش آمد ! من برای چه زنده ام ؟؟؟
.
.
گاهی باید بعضی احساس ها رو بذاری توی خونه ی سالمندان دلت و اینقدر بهشون بی توجهی کنی تا بمیرن !
.
.
سنگین تر از آنم که با گریه سبک شوم …
.
.
گریه کردن و خرد شدن کافی نیست ، در جواب رفتن تو باید مرد !
.
.
شاید گوشم بدهکار نباشد ولی قلبم تا دلت بخواهد ورشکسته است …
.
.
کاش إنقدری که آدما دلمون رو شکستن یه بارم خلوتمونو میشکستن !
.
.
“گذشته” را که به یاد می آورم از “حال” میروم !
.
.
کمترین آرزویم برایت این است که با چشمان مهربانت هرگز نامهربانی روزگار را نبینی هرچند که با من نامهربان بودی !
.
.
ظاهرا آرومم ولی رسما داغونم !
.
.
گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده “دست بکشد” و “رها کند” و قبول کند که جنگیدن بس است …
گاهی باید بگذاری سرنوشت بیاید ، روزگار خودی نشان بدهد و همه چی دست به دست هم دهد تا اوضاع رقم بخورد و تو ساکت و سرد تنها ورق بخوری !
.
.
ما گول خوردیم وقتی گفتند “سلام سلامتی می آورد” ؛ ما از همان روز که به عشق گفتیم “سلام” تا به امروز تب کرده ایم !
چه سلامی ؟ چه علیکی ؟ ما جوابی هم از عشق نگرفتیم …

 

اس ام اس و پیامک ویژه شبهای قدر ۹۲

اس ام اس شب قدر ,بیست و یکم ماه رمضان

سی شب خرابت می نشینم تا سحر گاهان

 شاید به دست لطف کردی قصد تعمیرم

ای اسم های اعظمت امن یجیب عشق

هرشب سحرپرمی کشم …اما به زنجیرم

.

.

.

  آری ما را بر عظمت و شناسایی شب قدر راهی نیست

تنها می توان درزیر باران رحمتش ایستاد تا برما ببارد

و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .

.

www.wikinaz.ir

.

پیامک شب قدر

و کنون وقت دعاست

وقت شکر از کرم و لطف خداست

وقت عاشق شدن و مهر و صفاست

وقت امید بر قلم عفو خداست

التماس دعا

.

.

دانلود تقویم ۱۳۹۶

الهی ان شب که همه قران به سر می گذارند

ما را توفیق بده قران را به دل کنیم . . .

.

.

..

اس ام اس شب قدر

شب قدر است تقدیرش بدانم

مدبر اوست تدبیرش بدانم

به آیه آیه ها ی کایناتم

زهی ، ابلیس وتزویرش بدانم

از آن دست مضطّر به بالا

خدا گویان ، تکبیرش بدانم

.

.

.

امشب خدا بگشود درهای سما را

پیوسته می خواند به خود اهل دعا را

گر پهن کردی ساعتی سجاده ات را

یاد آر یاران و ببرهم نام ما را

.

.

.

خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن

تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم

و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .

التماس دعا

.

.

.

شب قدر است و قدر آن بدانیم /  نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

به درگاه خدا غفران و توبه / به شرطی که سر پیمان بمانیم

برای پاکی نفس و سعادت / همیشه بهر خود شیطان برانیم . . .

.

.

.

الهی

تو را سوگند بر مظلو میت علی و دلهای مملوّ از آه و فغان

به حرمت شب قدر بینوایان را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان

و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما

.

.

.

یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی

رسوائی من به رحمتت پوشیدی

امید من است و بخشش روز جزا

جز درگه تو نیست مرا امیدی . . .

.

.

.

باز قدر آمد و شور دگری برپا شد

نور قرآن ببارید ، شرری برپا شد

شب قدر آمد و چشمان دلم شهلا شد

شبنم عشق ببارید و شبم ، یلدا شد . . .

.

www.wikinaz.ir

.

باز کن فالی و آیات غزل را بنگر

آنکه استاد عَزل گفت همان می آید

اینهمه آیه تجلی شده دریک شب قدر

آسمان راه نجات است از آن می آید

اطلسی دلنگران از شب پاییزه مباش

سبزه و رویش گل بعد خزان می آید . . .

.

.

.

شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها / مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمت‌ها

مگر تقویم یزدانی که طالع‌ها در او باشد / مگر دریای غفرانی کز او شویند زلت‌ها

.

.

.

امشب این دل یاد مولا می کند

لیله القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا

نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . . .

.

.

.

شب قدر

شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند . . .

.

.

.

رسول خدا (ص)

هرکه شب قدر را زنده بدارد تا سال دیگر عذاب از او دور می گردد . . .

.

.

.

ای کاش از این خاک، صدا برخیزد

یا دستی باز بر دعا برخیزد

ای کاش دل فتاده در دام گناه

با گفتن یا علی(ع) ز جا برخیزد . . .

.

.

.

پیامک شب قدر

دعا بدون علی قابل اجابت نیست

که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)

بزن تو دست توسل به دامن مولا

که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)

.

.

.

شعر شب قدر

یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی

رسوائی من به رحمتت پوشیدی

امید من است و بخشش روز جزا

جز درگه تو نیست مرا امیدی . . .

.

www.wikinaz.ir

.

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی

شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم

سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

.

.

.

دوبیتی های زیبای شب قدر

شب قدر از خم توحید شرابم دادند

تشنه لب بودم آب از می نابم دادند

العطش گفتم و نوشیدم از آن باده ناب

تا نجات از عطش روز حسابم دادند . . .

.

.

.

شب قدر، شب حضور روح و ملایک در محضر امام زمان (عج) است . . .

.

.

.

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است

و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه

امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود . . .

.

.

.

التماس دعای شب قدر

دعا بدون علی قابل اجابت نیست

که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی

بزن تو دست توسل به دامن مولا

که درد جامعه را بهترین دواست علی(ع) . . .

.

.

.

شب قدر

بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیور ذکر خداست . . .

.

.

.

پیامک التماس دعای شب قدر

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد

امشب چشمانم را با آب توبه می شویم

و کلام قرآن در دهانم می ریزم

تا خواب چشمانم را نیازارد . . .

.

.

.

آری ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست

تنها می توان درزیر باران رحمت

“لیله القــــــدر”

ایستاد تا برما ببارد

و جانهایمان را از آب زلال خود شست وشو دهد و پاک سازد . . .

.

.

.

متن زیبا برای شب قدر

در لیالى قدر قرآن به دل کن ، نه فقط قرآن به سر

که اولى جوهر ذات تو گردد دومى خارج از گوهر تو است  . . .

.

.

.

پاشیده اند عطر دعا باز در زمین

آنک دوباره قافله ناز در زمین

صبح و سلام می رسد از آسمان، ببین

آورده اند یک سحر آواز در زمین  . . .

.

.

.

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد

امشب چشمانم را با آب توبه می شویم

و کلام قرآن در دهانم می ریزم

تا خواب چشمانم را نیازآرد  . . .

.

.

.

متون زیبا برای شب قدر

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است . . .

.

.

.

خدایا

با این دغدغه های ذهن افسرده و ویران چه کنم ؟

با این همه رنج و آرزو و درد حرمان، چه کنم ؟

در کنج اتاق و خلوت و خاموشی

افسرده و وامانده و گریان چه کنم ؟

.

.

.

شب قدر

شبی است که باید در عاشقی ثابت قدم بود.

در طلب کوشید و بیدار ماند و دیدار جُست.

باید به یاد روی آن محبوب عزیز،

آن یار پنهان رخسار،

عاشقانه نالید و دیدار روی او را از خدا طلبید.

به امید ظهورش

.

.

.

اس ام اس های ویژه شب قدر

شب قدر

شبی که شیاطین در بند اسارتند و آدمیان ایمن از آنها . . .

.

.

.

شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست

شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی

و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . .

طاعات قبول و التماس دعا

.

.

.

امشب رحمت دوست جاریست

مانند رود

نه

مانند باران

اگر دلتان لرزید

بغضتان ترکید

کسی اینجا

محتاج دعاست

.

.

.

موج اس ام اس

شب قدر از خم توحید شرابم دادند

تشنه لب بودم آب از می نابم دادند

العطش گفتم و نوشیدم از آن باده ناب

تا نجات از عطش روز حسابم دادند

.

.

.

آمده‌ام ای خوب‌ترین!

ای بهترین!

ای مهربان‌ترین!

تا در میهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقه ی راهم کنی.

الهی العفو ، العفو ، العفو…

.

.

.

امشب تمام آینه ها را صدا کنید.

گاه اجابت است رو به سوی خداکنید.

ای دوستان آبرودار در نزد حق، درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید.

.

.

.

ای خدا ای فاتح هر مشکلم

وی همه آرامش جان و دلم

بشنو از دل راز یک بی آبرو

ده مجال گفتگویم ، گفتگو

در شب احیا به تو رو کرده ‏ام

خویش را با توبه همسو کرده ‏ام . . .

تصاویر شقایق دهقان +بیوگرافی شقایق دهقان

شقایق دهقان,دهقان,شقایق,جدیدترین عکس های شقایق دهقان,عکس هایی از شقایق دهقان

برای دیدن ادامه تصاویر

به ادامه مطلب مراجعه کنید

بیوگرافی شقایق دهقان + تصاویر شقایق دهقان

شقایق دهقان یکی از بازیگران زن ایرانی است. همسر او مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه کارهای نود شبی تلویزیون می‌باشد که در جریان سریال پاورچین با هم آشنا شدند. عمده فعالیت وی در سریالهای نود شبی مهران مدیری می‌باشد. برجسته‌ترین و محبوبترین ایفای نقش او ایفای شخصیت خانم شیرزاد در سریال ساختمان پزشکان به کارگردانی سروش صحت در سال ۱۳۹۰ است.
زندگی‌نامه شقایق دهقان
شقایق دهقان چهارم اسفند ۱۳۵۷ در لان گسین آلمان متولد شد و سه ماه بعد هم‌زمان با اتمام تحصیلات پدرش به همراه خانواده به ایران بازگشت. مدت ۶ سال به دلیل کار پدرش در یکی از شهرهای شمال ایران ساکن شدند و سپس به تهران آمدند.
وی کارهای هنری را در سن ۱۷ سالگی آغاز کرد؛ زمانی که برای گذراندن اوقات فراغت در یکی از کلاس‌های عروسک گردانی فرهنگسرای امیر کبیر ثبت نام کرده بود (تابستان ۱۳۷۴). دو سال بعد، هم‌زمان با امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با او آشنا شده بود به یک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می‌شدند معرفی شد و آغاز به کار کرد. سپس از طریق یکی از همکارهایش به گلچهره سجادیه معرفی شد و با همکاری با گروه او اجرای یک نمایش جدی را تجربه کرد. در همین زمان کار نوشتن برای برنامه کودک را هم انجام می‌داد.
پس از آن به پیشنهاد یکی از کارگردان‌های گروه کودک تلویزیون در سریال او بازی کرد و بدین ترتیب کارش را در تلویزیون با فعالیت در گروه کودک آغاز کرد و به قول خودش “عضو جدایی ناپذیر خانواده تلویزیونی هاً شد. در این بین در دو کار سینمایی هم بازی کرد: زیر نور ماه و نقش کوتاهی در فیلم سیندرلا.
در پاییز سال ۱۳۸۱ پیشنهاد بازی در مجموعه طنز پاورچین را پذیرفت و در پی آشنایی با مهراب قاسم خانی نویسنده و طراح صحنه این مجموعه زندگی مشترک خود را با او با آغاز کرد. حاصل این ازدواج یک پسر به نام نویان است.
فیلم‌های سینمایی
*  گنجینه جواهر پشته به کارگردانی نادر مقدس ۱۳۹۰
زیر نور ماه به کارگردانی رضا میرکریمی ۱۳۷۹
مجموعه‌های تلوزیونی
* دزد و پلیس (سعید آقاخانی) ۱۳۹۱
* مسیر انحرافی به کارگردانی بهرنگ توفیقی ۱۳۹۱
* ساختمان پزشکان به کارگردانی سروش صحت بهار و تابستان ۱۳۹۰
* مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری نوروز ۱۳۸۷
* شب می‌گذرد به کارگردانی راما قویدل دهه فجر ۱۳۸۷
* مسافران به کارگردانی رامبد جوان تابستان و پاییز ۱۳۸۸
* زن بابا به کارگردانی سعید آقاخانی نوروز ۱۳۸۹
* باغ مظفر به کارگردانی مهران مدیری ۱۳۸۵
* شب‌های برره به کارگردانی مهران مدیری ۱۳۸۴
* کوچه اقاقیا به کارگردانی رضا عطاران ۱۳۸۲
* پاورچین به کارگردانی مهران مدیری ۱۳۸۱
* مثل زندگی به کارگردانی بهروز بقایی ۱۳۷۹
* دختران به کارگردانی اصغر توسلی ۱۳۷۹ به عنوان بازیگر مهمان
* مجموعه تلویزیونی بیست به کارگردانی محمد حسن‌زاده ۱۳۷۷
فیلمنامه
*کمربندها را ببندیم(یکی از نویسندگان)
شبکه نمایش خانگی
* شام ایرانی به کارگردانی بیژن بیرنگ (۱۳۹۰)

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

تصاویر شقایق دهقان

جدیدترین عکس های لعیا زنگنه بازیگر نقش مادر رها در سریال مادرانه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

برای دیدن ادامه عکس های لعیا زنگنه

به ادامه مطلب مراجعه کنید

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

عکس هایی از لعیا زنگنه

لعیا زنگنه,مادر رها در سریال مادرانه,رعنا سریال مادرانه,تولدی دیگر,laaya zanganeh

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

wikinaz.ir  مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو

  مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو سنتی

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل مانتو

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو دخترانه

مدل های جدید مانتو دخترانه و سنتی ۹۲

مدل مانتو سنتی

اس ام اس های فلسفی و آموزنده مرداد۹۲

پیامک فلسفی

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم

مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند

و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم

بعد می فهمیم که خیلی دیر شده . . .

.

.

.

اس ام اس فلسفی مرداد 92

گاهی وقت ها “سکوت” بهترین حرف و “نبودن ” بهترین حضور است . . .

.

.

.

اس ام اس فلسفی

هنر انسانهای بزرگ این است که

به دشواری کار نمی اندیشند

بلکه به عظمت آنچه خواهند یافت فکر میکنند . . .

 

 

 

ســه چـــیـز خــیـلی ســـخـت اسـت :

فــــــولاد

الــــمـاس

و خــــویــشـتن شــنـاسی  . . .

.

.

.

جملات زیبا

ﺣﺘﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . . .

.

www.wikinaz.ir

.

مــرا بــــرای دزدیــدن تـکـه نـانـی بـه زنـدان بـردنـد

و پـانـزده سـال در آنـجـا هـر روز یـک قـرص نـان کـامـل مـجـانـی خـوردم

(ژان وال ژان – بینوایان)

.

.

.

سخنان بزرگان

اگر میخواهی عسل به دست آوری ، به کندو لگد نزن . . .

( از کارنگی)

.

.

.

اگرمغزخالی همچون شکم خالی سروصدا میکرد ، جهان اکنون تعریف دیگری داشت . . .

.

.

.

اگر وجود خار در گل مایه اندوه ماست

وجود گل در کنار خار باید مایه شادی ما باشد . . .

.

.

.

درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند

در آتش کوره ها ساخته شده است . . .

(چارلی چاپلین)

.

www.wikinaz.ir

.

به هیچکس و هیچ چیز در این دنیا وابسته نباش

حتی سایه ات در زمان تاریکی تو را تنها می گذارد . . .

.

.

.

متن فلسفی

قـــــطـره هـــای کــــوچـک آب

اقـــــیـانــــوس بــــزرگ را مـــی ســازنـــد

دانـــــه هـــای کــــوچــک شـــن

ســــاحــل زیــــبـا را . . .

لـــــحـظه هـــای کـــــوتاه

شـــــایـــد بـــی ارزش بــــه نــــظـر بــــرســـنـد ، اما …

 

فلسفی

دانستن جرم کمی نیست

وقتی که…

بدانی و عمل نکنی…

بدانی و بگذری…

بدانی و نادیده بگیری…

بدانی و بشکنی…

.

.

.

سپیده که سر بزند

در این بیشه زار خزان زده ، شاید گلی بروید

مانند گلی که در بهار روییده

پس به نام زندگی

هرگز مگو هرگز

.

.

.

پیامک های جدید فلسفی

رویاهای کوچک را آرزو نکن

زیرا برای تکان دادن قلبت به اندازه کافی قدرت ندارند . . .

.

.

.

جملات قصار

وقتے قهرمان جهان شدم

آنگاه فهمیدم که باید بیشتر خم شوم

تا مدال قهرمانے را به گردنم بیاویزند . . .

(جهان پهلوان غلامرضا تختی)

.

.

.

فاصله از بهشت تا به خشت، خوردن یک سیب بود

و از اینجا تا بهشت؛ نخوردن صدها سیب

افسوس از سقوط . . .

.

.

.

خودبینی، دیدن خود نیست

خودبینی، ندیدن دیگران است . . .

(گیله مرد)

جدیدترین عکسهای نگار عابدی و شوهرش بازیگر نقش افروز در سریال دودکش

negar,abedi,نگار عابدی,عکس هایی از نگار عابدی,

نگار عابدی بازیگری است که اگر برای مخاطبان تلویزیون چندان نام‌آشنا نباشد در عوض برای تئاتری‌ها یک چهره شناخته شده است.

او در کنار بازی در نمایش‌های بسیار زیادی که جوایز متعددی را برایش به ارمغان آورده‌ است، گاهی در سینما و تلویزیون هم ظاهر می‌شود. عابدی اولین بار در بخش‌های نمایشی جنگ دوستانه به کارگردانی محمد رحمانیان به تلویزیون راه یافت و بعد از آن در چند تله‌فیلم بازی کرد. بعد از ۱۵ سال سابقه بازیگری حرفه‌ای، نقش افروز مشتاق برای نگار عابدی یک تجربه متفاوت محسوب می‌شود از این بابت که در یک سریال مناسبتی با پخش هر شبی در کنار بازیگرانی توانا با نقشی دوست‌داشتنی ظاهر شده است.

قرار است نقش افروز در سریال دودکش در ادامه هم کمرنگ باشد؟
منظورتان را از کمرنگ نمی‌فهمم. ما شکلی از زندگی را ارائه می‌کنیم که قرار نیست یک نفر قهرمان داستان باشد. قصه‌های این سریال در یک قالیشویی رخ می‌دهد که توسط آقا فیروز اداره می‌شود و مسلما مسائل و مشکلات فیروز را بیش از دیگران می‌بینیم. ما همه با فیروز نسبت داریم و با او در ارتباطیم. قرار نیست کسی کار خاصی بکند چون داستان خاصی وجود ندارد و هر دفعه به مسائل یکی از شخصیت‌ها پرداخته می‌شود. مثلا در قسمتی، سکانس‌هایی بود که مربوط به زندگی خصوصی افروز و نصرت و مشکلات آنها بود. فردای همان روز پدرم از یک راننده تاکسی شنیده بود که می‌گفت: دیشب در سریال دودکش خانمی داشت حرف دل ما را می‌زد. بنابراین فکر می‌کنم مهم این است که بازیگر و نقش کار درست را انجام بدهد و کم و زیادش اهمیت چندانی ندارد.

شاید چون افروز مظلوم و آرام است، به اندازه عفت به چشم نمی‌آید!
بله. افروز با عفت خیلی فرق دارد. این دو شخصیت کاملا متفاوت هستند. افروز کم حرف است و اگر قرار باشد افروز را مثل عفت بازی کنم، مخاطب به جای افروز دو تا عفت می‌بیند.

چقدر از این افروز ساخته شماست و چقدر از آن ساخته و پرداخته نویسنده است؟
بخش اعظم آن از طریق فیلمنامه به ما منتقل شده است. آقای نیک‌نژاد تمام شخصیت‌های این سریال را بخوبی خلق کرده و به آنها پرداخته است و من و همکارانم به‌عنوان بازیگر به این نقش‌ها جان داده‌ایم. هر بازیگری حال و هوا و تجربیات خودش را به یک فیلم یا سریال می‌آورد. من هم مثل هر بازیگر دیگری به نقشم روح داده‌ام. گاهی طوری بازی می‌کردم که آقای نیک‌نژاد می‌گفتند چه خوب، کاری که انجام دادی به شخصیتی که از افروز در ذهن من است خیلی نزدیک شده است.

معمولا حضور بازیگردان خیلی کمک می‌کند که شخصیت‌ها به چیزی که نویسنده ترسیم کرده، نزدیک شوند و در کار شما بازیگردان و نویسنده یک نفر است. به نظرم این مساله برای شما هم خیلی خوب بوده!
بله دقیقا. ایشان به کار همه بازیگران توجه داشتند و نظراتشان را به ما منتقل می‌کردند. تکیه کلام‌های جالبی هم داشتند، مثلا می‌گفتند این کاری که انجام دادی افروزی نبود، عفتی بود یا مثلا این کار عفتی نیست عالیه‌ای است!

پیشنهادهای شما برای افروز چه بود؟

در ابتدای کار نوع حرف‌زدن، نگاه کردن و شیوه ایستادن افروز را پیشنهاد دادم. آقای نیک‌نژاد این نقش را روی کاغذ خلق کرده بود و برای عینی شدنش باید به همه این موارد فکر و توجه می‌کردیم. به این فکر کردم در شیوه راه ‌رفتن، نگاه کردن و حرکاتم چه تغییراتی می‌توانم ایجاد کنم که افروز باورپذیرتر باشد. افروز زنی ساده، تودار و کم‌حرف است که البته بعضی اوقات هم در مقابل دیگران ایستادگی می‌کند. او سکوت می‌کند، چیزی نمی‌گوید، صبوری می‌کند اما یکباره منفجر می‌شود و حرفش را می‌زند. به این فکر کردم که چنین زنی باید چه لحنی داشته باشد، با چه ریتمی حرف بزند تا مخاطب او را بپذیرد و افروز را ببیند.

عکس نگار عابدی با همسرش,نگار عابدی,negar abedi

 فکر می‌کنید مخاطب تلویزیون این تفاوت‌ها را احساس می‌کند؟
نوروز امسال، فیلم یه حبه قند چندبار از تلویزیون پخش شد و فیلمی به نام داستان عوضی به کارگردانی فریدون جیرانی نیز سه، چهار مرتبه در چند ماه گذشته از تلویزیون به نمایش درآمده است. در این دو فیلم من نقش‌هایی بازی کرده‌ام که بسیار با هم متفاوت است و با افروز هم فرق دارد. در فیلم آقای جیرانی من در دو نقش بازی می‌کنم؛ یکی آرشیتکت، مستقل و بسیار شیک است که قدرت تصمیم‌گیری بالایی دارد، موفق و مودب و بسیار توانمند که بسیار برش دارد اما دیگری یک دختر لوس، پولدار و جیغ‌ جیغو که مدام می‌رود سولاریوم که پوستش برنزه شود. در یه حبه قند نقش یک زن شهرستانی را بازی می‌کنم که کولی‌بازی‌ها و هوچیگری‌های خاص خودش را دارد و در دودکش نقش یک زن ساده، بساز و آرام را بازی می‌کنم. فکر می‌کنم این نقش‌ها با هم تفاوت‌های زیادی دارد. به هر حال هر چیزی شروعی دارد و باید دید در آینده چه پیش خواهد آمد و چه نقش‌هایی بازی خواهم کرد.

فکر می‌کنم این تفاوت‌ها در فیلم‌های تلویزیونی به اندازه سریال‌ها دیده نمی‌شود!
متاسفانه در کمیت‌ها به‌دنبال تفاوت هستیم. وقتی به قول شما مخاطب یک بار مرا در یک سریال دیده، شاید خیلی در ذهنش معیاری برای قیاس نداشته باشد.

خب دقیقا به همین دلیل از شما پرسیدم مخاطب متوجه تفاوت می‌شود؟ یا به عبارت دیگر اصلا این همه زحمت برای یک نقش لازم است؟
چرا نباشد؟ یک بازیگر باید به بهترین شکل هنرش را ارائه کند و اصلا فرق بازیگران از همین‌جا مشخص می‌شود. قصدم این نیست که بگویم من خیلی بازیگر خوبی هستم، ولی هر بازیگری سعی می‌کند بهترین باشد. همان‌طور که یک پزشک سعی می‌کند بهترین مداوا را برای بیمارش انجام بدهد. یعنی در هر موردی باید کیفیت کارمان اعلا باشد. اگر کسی قنادی دارد باید بهترین شیرینی را دست مردم بدهد، نمی‌تواند آب بریزد توی شیر و با شیرآبکی شیرینی درست کند و بگوید مهم نیست. حتی قدم اول برای یک بازیگر مهم و اساسی است. بهترین بازیگران کسانی هستند که هرگز یک بازی بد نداشته‌اند مثلا خانم معتمد آریا حتی یک بازی بد هم در کارنامه‌اش ندارد و بهترین کیفیت کارش را ارائه کرده است. یک بازیگر وقتی مقابل دوربین قرار می‌گیرد یا روی صحنه می‌رود باید همه توانش را به‌کار بگیرد چون بازیگری کار اوست و باید کارش را به‌درستی انجام بدهد.

اما بازیگران یا حتی پزشکان و قنادهایی هستند که به‌دلیل مشکلات مالی کم‌فروشی می‌کنند و کارشان را با بهترین کیفیت ارائه نمی‌کنند!
شاید عاشق کارشان نیستند. من عاشق کارم هستم و آن را عاشقانه انجام می‌دهم.

نقش‌های متنوعی را در تئاتر بازی کرده‌اید. اما شخصیت‌ها در آثار سینمایی و تلویزیونی تنوع تئاتر را ندارد. با این اوصاف کار کردن در تلویزیون را ادامه خواهید داد؟
بخشی از کار بازیگر در سینما و تلویزیون است و نمی‌توان این دو رسانه مهم را نادیده گرفت اما به همان دلیلی که شما هم اشاره کردید، همیشه سعی می‌کنم بخصوص در حیطه تصویر گزیده‌کار باشم. اگر مثل سریال دودکش از طرف کارگردانی دعوت به کار بشوم که سرشناس باشد، دیدگاه مشخصی و درستی داشته باشد، معتبر باشد، نقش خوبی پیشنهاد بشود و سریال خوبی باشد، چرا که نه؟! حتما دوست دارم حضور داشته باشم. این نکات فقط هم مختص تلویزیون نیست، حتی در تئاتر که عشق اول و آخر من است همین طور عمل می‌کنم و اگر احساس کنم نمی‌توانم در نقشی توانایی خود را بروز بدهم و از کارم لذت نمی‌برم، قبولش نمی‌کنم.

در کدام محله تهران زندگی می‌کنید؟
ما ساکن شهرک اکباتان هستیم.

همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها چه واکنشی نسبت به کار شما دارند؟
همه آنها حس خوبی به سریال دودکش دارند و هیجان‌زده‌ هستند. با وجود این‌که متاسفانه موج ماهواره به همه خانه‌ها رسیده اما انگار در ماه رمضان مردم بیشتر دوست دارند تلویزیون خودمان را تماشا کنند. همسایه‌های ما همه این سریال را می‌بینند و نکته جالبی که درباره دودکش می‌گویند این است که سریال از مشکلات و گرفتاری‌های زندگی ما می‌گوید اما در عین حال ما را می‌خنداند.

negar abedi,نگار عابدی

درباره آثار تئاتری شما هم اظهار نظر می‌کنند؟
اهالی شهرک اکباتان و بخصوص فاز یک، فرهنگی هستند و معمولا تئاتر تماشا می‌کنند. درباره خودم نمی‌توانم بگویم که از من تعریف می‌کنند! اما کار مرا دوست دارند و خوشحالند که من در تئاتر فعالیت می‌کنم.

یعنی این حس را به شما القا نمی‌کنند که اگر در تلویزیون بازی کنید، بیشتر دیده می‌شوید؟
چرا. نه تنها همسایه‌ها، دوستان و اقوام هم همین را می‌گویند اما من هیچ‌وقت تحت تاثیر قرار نگرفتم، چون می‌دانم هدفم در بازیگری چیست. به هر قیمتی نمی‌خواهم به شهرت برسم. واقعا و خالصانه می‌گویم که شهرت برایم در مرحله پایین‌تری از اهمیت قرار دارد. البته هرگز نمی‌توانم بگویم در برابر شهرت وسوسه نمی‌شوم چون من هم یک انسان هستم.

پس شهرت برایتان اهمیت دارد؟
بله، حتما مهم است. بالاخره بخشی از کار ما شهرت است، بخصوص وقتی قرار باشد در آثار سینمایی یا تلویزیونی بازی کنیم این مساله اهمیت پیدا می‌کند. اما من معتقدم عشق به بازیگری باعث می‌شود یک بازیگر بالاخره معروف شود. بنابراین می‌شود اصلا به آن فکر نکرد.

سکانسی که افروز با گریه به نصرت در مورد نداری گلایه می‌کند یکی از مهم‌ترین بخش‌های بازی شما تا این جای سریال بود. چطور به این حس رسیدید که دیالوگ‌ها را با بغض و خنده بگویید؟
سعی کردم شرایط آنها را درک کنم. شرایط زن و شوهری که این قدر مشکل دارند و حتی پول ندارند جلوی مهمان غذا بگذارند. به‌عنوان یک بازیگر باید افروز را در این شرایط احساس می‌کردم. وقتی کسی سال‌ها تجربه بازیگری دارد و بخصوص در تئاتر کار کرده باشد که به نظر من تئاتر تمرین بازیگری است، می‌تواند از پس چنین نقشی بر بیاید. ضمن این‌که الان بازی در نقش افروز برای هیچ‌کسی سخت نیست. همه مردم ایران او را درک می‌کنند و بازی کردن صحنه‌ای که داشت از نداری می‌نالید برای همه راحت است.

وقتی درباره تجربه صحبت کردید اول فکر کردم منظورتان داشتن تجربه نداری و بی‌پولی است، اما بعد به تجربه بازیگری اشاره کردید. منظورتان دقیقا کدام یکی بود؟
هر دو. وقتی از تجربه گفتم منظورم تجربه بازیگری بود اما بعد در حین حرف زدن به این نتیجه رسیدم که انگار بازی در آن صحنه نیاز چندانی به تجربه بازیگری ندارد. الان اگر دوربین را بگذارید مقابل یک شهروند معمولی حتی از طبقه متوسط براحتی می‌تواند این نقش را بازی کند و شاید حتی بهتر از من!

گمان می‌کنم خودتان در زندگی مشترک در شرایط افروز قرار گرفته باشید. درست است؟
در ابتدای ازدواج بسیار زیاد در چنین شرایطی قرار گرفتیم. چون هر دوی ما آدم‌هایی بودیم که دوست نداشتیم از خانواده‌هایمان کمک بگیریم. هر دو دانشجو بودیم، بسختی کار می‌کردیم، فقط هم در عرصه تئاتر فعالیت می‌کردیم و گاهی وقت‌ها می‌شد دستمزدمان با تاخیر پرداخت می‌شد و ما در شرایطی شبیه زندگی نصرت و افروز قرار می‌گرفتیم.

 

 تصاویر نگار عابدی

  نگار عابدی,negar abedi

 تصاویر نگار عابدی

  نگار عابدی,negar abedi

 تصاویر نگار عابدی

  نگار عابدی,negar abedi

 تصاویر نگار عابدی

  نگار عابدی,negar abedi