هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶
خانه » فرهنگ و هنر » بیوگرافی (صفحه ی 15)

بیوگرافی

بیوگرافی هیچ کس (سروش لشکری) + عکس

سروش هیچکس,سروش لشگری,عکس های جدید هیچکس

بیوگرافی هیچ کس (سروش لشکری)…
سروش لشکری ملقب به هیچکس متولد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ از اولین خوانندگان رپ فارسی است.سروش لشکری در آهنگهایی که می‌خواند مدام تاکید شدیدی بر وجود خون آریائی در رگ‌هایش می‌کند و همچنین برای خودش از القابی نظیر : طیب و پدر خوانده و «پدر رپ فارسی» استفاده می‌کند.

همچنین سروش لشکری فرهنگ خیابانی را به خوبی در موسیقی‌اش تجسّم می‌بخشد، بدون اینکه به دام کپی برداری و تقلید از هنرمندان افریقایی_آمریکایی بیفتد.

سروش لشکری یکی از پیشگامان «رپ خیابانی» است.سروش لشکری تا کنون دو گروه با نام های ۰۲۱ و صامت را تشکیل داده است.
سروش، چنانکه خود می گوید و در ترانه هایش نیز بدان تاکید می ورزد، شش سال پیش کار آهنگسازی (یا آنگونه که بین اهالی زیر زمین باب است، “کار ساختن بیت”) و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترین آلبوم رپ فارسی را با نام ” جنگل آسفالت” تهیه و آماده انتشار کند. آلبومی که خود، آن را “نخستین” آلبوم رپ فارسی می داند.
“جنگل آسفالت” با تلفیق سبک رپ و نوای موسیقی سنتی ایرانی و نیز استفاده از سازهای سنتی ایران زمین همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان “رپ فارسی” است.
برای این، نخستین “س” هفت سین زیر زمینیمان ، به شادباش (و بین خودمان بماند برای سنجیدن میزان وابستگی اش به نوروز ایرانی و سنت های باسستانی مان) ماهی قرمز هفت سین بردم که نپسندید: “ماهی زیادی لطیفه بابا! همه به من میگن زبرا! این ماهی خیلی سوسولیه! نمیشد یه چیز دیگه واسم میاوردین؟”
در حالی که با دلخوری به تنگ ماهی نگاه می کند در پاسخ به این سوالم که ” اگر از ماهی خوشت نمیاید ، کدام جزء هفت سین را دوست داری؟” می گوید: “من ماهی رو دوست دارم بخورم نه که بگیرم دستم باهاش عکس بگیرم! من بیشتر از سبزه خوشم میاد. اصولا از چمن خوشم میاد که برویم بنشینیم روش و حال کنیم” و بعد از من می خواهد تا تنگ ماهی را از او بگیرم .
هیچکس در ادامه گفتگو با ما می گوید که سال ۱۳۸۵ سال پرکاری برایش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش سرانجام در تابستان آلبوم ‘جنگل آسفالت’ را حاضر و آماده پخش کرده است.
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را یک شرکت پخش موسیقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به “سرقت” رفت و در اینترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتیجه نرسید.
سروش در پاسخ به سوالم درباره مفهوم “جنگل آسفالت” و دلیل نام گذاری آلبومش با این عبارت می گوید: “از نظر من ‘شهر’ هم جنگل آسفالت است و آلبوم ‘جنگل آسفالت’ انعکاسی است از مشکلات اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن.”
سروش – هیچکس که در طول گفتگویمان مدام دستم می اندازد، “راه اندازی تشکل رپ فارسی” با عنوان ” صامت” را از جمله اهداف خود در سال جدید بیان می کند و این کار را ” لازمه بقا و پیشرفت رپ فارسی” می داند.
از جمله می گوید: “می دونی چیه، به نظرم با بالا آمدن ‘صامت’ اصلا اوضاع عوض خواهد شد و به قولی ‘می ترکونیم’.”
او از بیان جزییات بیشتر درباره “صامت” و زمینه فعالیت آن خودداری می کند ولی با شیطنت و خنده های خاص خودش می گوید: “امیدوارم امسال فازش رو بگیریم.
آثارسروش لشکری

چندی پیش اولین آلبوم موسیقی رپ خودش تحت عنوان جنگل آسفالت را ارائه داد. وی پیش از تدارک آلبوم جنگل آسفالت بیش از ۲۰ ترانه رپ به زبان فارسی منتشر کرده‌است. مهدیار آقاجانی نام آهنگساز ترانه‌های هیچکس در آلبوم جنگل آسفالت است.سروش هیچکس علاوه بر آلبوم جنگل آسفالت تعداد زیادی موسیقی رپ با همکاری رپر‌های دیگر فارسی زبان و انگلیسی زبان نطیر: ابلیس، Reveal، زدبازی، قاف، سامان ویلسون و پیشرو تولید کرده و به بیرون فرستاده‌است.وی همچنین ادعا می‌کند که اهل میدان ونک در تهران است.

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

عکسهای هیچ کس (سروش لشکری)

سروش هیچکس,سروش لشگری,هیچکس

بیوگرافی خشایار اعتمادی

khashayar etemadi,خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

بیوگرافی خشایار اعتمادی:
خشایار اعتمادی متولد ۱۱ فروردین ۱۳۵۰ در تهران است. ‏ ‎
خشایار اعتمادی در ۴ سالگی کار با ملودیکا، ۵ سالگی کار با آکاردئون را آموخته است و در سن ۶ سالگی خوانندگی را شروع کرده و در ۱۳ سالگی شروع به یادگیری و نواختن پیانو کرده است.خشایار اعتمادی، فعالیت در عرصه موسیقی را از پانزده سالگی شروع کرد.

او خواننده ای است که امروز ترانه هایش در زمره ” جوان پسند”‌ترین آثار موسیقی روز کشورمان قرار دارد.
هنرمندی که در کارش هیچ گاه آسان گیر نبوده و همواره برای آن که کارش در متعالی ترین شکل ممکن ارائه شود تلاش زیادی به خرج داده است.
خشایار از معدود هنرمندان عرصه موسیقی پاپ است که اشعار ترانه هایش را خوب درک می کند و از همین روست که صدای او شدیداً بر دل می نشیند.
‎ ‎ از سال ۷۴ با “راز پنهان” حافظ وارد دنیای موسیقی شد و با خواندن ترانه‌ی “بارون” با شعری از شاملو به شهرت ‏ رسید. ‏ اعتمادی تاکنون اجراهای زیادی داشته و در سه جشنواره شرکت کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به جشنواره پاپ و ‏ دو جشنواره بین‌المللی در ایران و جشنواره بین‌المللی موسیقی مسلمانان سارایوو ‏W.O.M.F‏ اشاره کرد. ‏ ‎
‎ این جشنواره با حضور هنرمندان کشورهای مسلمان ایران، بحرین، امارات متحده عربی، کویت، بوسنی و هرزگوین، ‏ عراق، تونس، پاکستان، صربستان، مونته نگرو، اندونزی، ایران، الجزایر، اردن، عربستان سعودی و مصر در محل ‏ مجموعه ورزشی اسکندریه شهر سارایوو برگزار شد. ‏ ‎
‎ ‎ وی در حال حاضر رییس هیات مدیره و مدیرعامل کانون موسیقی امروز ایرانیان است.‏ از آثار منتشر شده اعتمادی می‌توان به “دلشوره”، “مثل هیچ کس”، “خاتون”،”یادته”، “طعنه”، “لیلا”، و ….اشاره کرد. ‏

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

عکس هایی از خشایار اعتمادی

خشایار اعتمادی,عکس هایی از خشایار اعتمادی

بیوگرافی مدونا + عکس

مدونا,عکس هایی جدید از مدونا

بیوگرافی مدونا + عکس

مشخصات و زندگینامه مدونا
نشان تولد: برج اسد
نام پدر: سیلویو چی‌کونه
برادران و خواهران: مارتین، آنتونی، کریستوفر، پائولا، ملینا هنری
نام مستعار: مدی
وضع تاهل: متاهل
محل تحصیلات: دانشگاه میشیگان
سبک موسیقی: کلاب، دنس، موسیقی راک، موسیقی پاپ

مَدونا لوییس ورونیکا چی‌کونه (به انگلیسی: Madonna Louise Ciccone Ritchie)، خواننده، ترانه‌سرا، بازیگر و کارآفرین بین المللی مشهور آمریکایی است. او در تاریخ ۱۶ اوت سال ۱۹۵۸، برابر با ۲۵ مرداد ۱۳۳۷) در ایالت میشیگان زاده شد و فعلاً مقیم شهر لندن است.

مدونا برندهٔ جایزهٔ گولدن گلوب برای بازی در فیلم (Evita)است . بر اساس اطلاعات «فدراسیون ببن المللی صنایع فنوگرافیک» درسال ۲۰۰۶، ۲۰۰ میلیون آلبوم مدونا در سراسر جهان به فروش رفته‌است  و انجمن صنایع ضبط آمریکا آثار او را پرفروشترین در میان «هنرمندان راک زن» در قرن بیستم اعلام کرده‌است  رکوردهای جهانی گینس او را به عنوان موفق‌ترین زن هنرمند معرفی کرده‌است. مدونا اولین آلبوم خود به نام «مدونا» را درسال ۱۹۸۳ ارائه داد.او در سن ۲۰ سالگی با ۳۵ دلار پول از میشیگان به نیویورک رفت. طبق تخمین نشریه فوربیس در سال ۲۰۰۷، او ۳۲۵ میلیون دلار ثروت داشته‌است و پنجمین زن ثروتمند در زمینه سرگرمی‌ها بوده‌است.

آلبوم‌های مدونا
مدونا (۱۹۸۳)
مثل یک پاکدامن (۱۹۸۴)
آبی حقیقی (۱۹۸۶)
مثل یک نیایش (۱۹۸۹)
اروتیکا (۱۹۹۲)
داستان‌های زمان خواب (۱۹۹۴)
پرتوی نور (۱۹۹۸)∗ ‏
موزیک (۲۰۰۰)
زندگی آمریکایی (۲۰۰۳)
اعترافاتی روی جایگاه رقص∗ ‏(۲۰۰۵)
آب نبات سفت (۲۰۰۸)

بخشی از فیلم‌های مدونا
۱۹۸۵ : Vision Quest
۱۹۸۵ : ناامیدانه در جست و جوی سوزان Desperately Seeking Susan
۱۹۸۵ : یک قربانی مسلم A Certain Sacrifice
۱۹۸۶ : خبرخوش شانگهای Shanghai Surprise
۱۹۸۷ : این دختر کیست؟ Who’s That Girl?
۱۹۸۹ : سگ شکاری برادوی Bloodhounds of Broadway
۱۹۹۰ : دیک تریسی Dick Tracy
۱۹۹۱ : راستی یا شهامت (با مدونا در تختخواب) Truth or Dare (In Bed with Madonna)
۱۹۹۲ : سایه‌ها و مه Shadows and Fog
۱۹۹۲ : پیمان شخصی آنها A League of Their Own
۱۹۹۳ : شهادت بدن Body of Evidence
۱۹۹۳ : بازی خطرناک Dangerous Game
۱۹۹۵ : غمی در چهره Blue in the Face
۱۹۹۵ : چهار اتاق Four Rooms
۱۹۹۶ : ۶ دختر ۶ Girl
۱۹۹۶ : اویتا Evita
۲۰۰۰ : بهترین کار بعدی The Next Best Thing
۲۰۰۲ : دور افتاده Swept Away
۲۰۰۲ : مرگ در روز دیگر Die Another Day
۲۰۰۶ : می‌خواهم رازی به تو بگویم I’m Going to Tell You a Secret
۲۰۰۸ : من هستم چون ما هستیم I Am Because We Ar

عکس هایی از مدونا

مدونا,عکس هایی جدید از مدونا

عکس هایی از مدونا

مدونا,عکس هایی جدید از مدونا

عکس هایی از مدونا

مدونا,عکس هایی جدید از مدونا

عکس هایی از مدونا

مدونا,عکس هایی جدید از مدونا

بیوگرافی شکیرا

شکیرا,بیوگراف شکیرا,جدیدترین عکس هایی از شکیرا

بیوگرافی شکیرا
پس از به شهرت رسیدن در سرتاسر امریکای لاتین  شکیرا که خود اهل کلمبیا بود  به بزرگترین خواننده زن پاپ از زمان “جنیفر لوپز” ( که  درهای  موفقیت در زبان انگلیسی را گشوده بود) ، تبدیل شد. او به خاطر داشتن سبک پرخاش جو و متاثر از راک برجسته و مشهور بود .

شکیرا همیشه کنترلی باور نکردنی بر روی کارهای خود داشته است به خصوص به عنوان یک هنرمند زن. او تقریبا تمام کارهایش را خود یا با کمک دیگران می نویسد و در این جریان شهرت زیادی به عنوان یکی از بلند پروازترین  ترانه سرایان موسیقی لاتین بدست اورده است.

زمانی که او اولین کار خود به زبان انگلیسی را در سال ۲۰۰۱ منتشر ساخت به سرعت به یکی از بهترین های پاپ تبدیل شد در حالی که  احساس عمیق و شاعرانه اش  و نیز از ویدئوهای گرم او کمک فراوانی می کند.
“شکیرا مباراک” ( نام کامل: شکیرا ایزابل مباراک ریپول ) در۲ فوریه ی سال ۱۹۷۷ در کلمبیا در خانواده ای فقیر متولد شد. مادر او اهل کلمبیا و پدرش اهل لبنان بود بنابراین اودر کودکی هر دو نوع موسیقی را  از دو فرهنگ مختلف یاد گرفت. او همچنین بسیار به راک اند رول گوش می داد و گروه های Led Zeppelin و the Beatles و the Policeو the  Cure و Nirvana را گروه های  مورد علاقه ی خودمی داند.

او در سن هشت سالگی اولین ترانه ی خود را نوشت. او در یازده سالگی شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد در همین سن ماجرایی برای او پیش امد و آن اخراج از گروه همخوانان مدرسه بود.(به این دلیل که او خیلی غلیظ می خواند و حقیقتا فراتر از یک گروه همخوانان معمولی!)
درسال ۱۹۹۰ و در سیزده سالگی شکیرا به امید تبدیل شدن به یک مدل به Bogotá رفت اما به جای آن قراردادی برای  ضبط موسیقی برای یک بخش سونی کلمبیا امضا کرد. اولین آلبوم او یعنی Magia شامل آهنگ هایی بود که او در طول پنج یا شش سال قبل نوشته بود  و در بر گیرنده ی اولین تلاش های او در این راه بود.هرچند که این آلبوم موفقیتی جهانی برای او در بر نداشت اما نام او را در کشورش بر سر زبانها انداخت.
او به خاطر طبیعت پاپ گونه ی کار بعدی اش که در سال ۱۹۹۳ با نام Peligro (خطر) منتشر شد ناراضی بود ، شکیرا مسیرش را برای مدتی تغییر داد و در سال ۱۹۹۴ به عضویت کمپانی نمایش های تلوزیونی “El Oasis” درآمد.
زمانی که شکیرا در سال ۱۹۹۵به ضبط موسیقی بازگشت کنترل بیشتری بر روی موسیقی خود نشان داد و بیشتر بر روی راک اند رول کار کرد _به علاوه طنین عربی_در میان کار پاپ لاتین او به چشم می آمد. اولین نتایج این کار”Pies Descalzos”(پای برهنه) بود که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و در ابتدا به کندی به فروش می رسید .
آلبوم کم کم شروع به دریافت  تقدیرهای متفاوت برای  Estoy Aqui که موفقیت بزرگی در سرتاسر  امریکای لاتین و نیز اسپانیا کسب کرده بود، کرد. پس از پیشرفت” Pies Descalzos” او به ساختن مشتقات آن ادامه داد یعنی: “Dónde Estás Corazón” و “Antología” و “Pienso en Ti” و “Un Poco de Amor” و “Se Quiere, Se Mata”.البوم رتبه ی اول را در هشت کشور جهان کسب کرد و سرانجام در امریکا حدود ۳۰۰۰۰۰ نسخه به فروش رسید. شکیرا دو سال را به گردش و ترقی گذراند (او سرانجام در ۱۹۹۷ El Oasis را ترک کرد.).
شکیرا در جست و جوی موفقیت “امیلیو استفان” همسر گلوریا را که یک فرد موفق در موسیقی بود به عنوان مدیر و تهیه کننده ی کارهایش انتخاب کرد. حرکت او زمانی نتیجه داد که آلبوم بعدی  او در سال ۱۹۹۸با نام Dónde Están los Ladrones (دزد ها کجا هستند) موفقیتی بزرگ تری نسبت به قبلی کسب کرد.

مسئله ی دیگر این بود که حدود ۱۱هفته رتبه ی اول بیلبورد البوم های لاتین را داشت و دو رتبه ی اول در امریکا(در جدول لاتین) با Ciega, Sordomuda و “Tu”. هر چند که تراک اصلی البوم “Ojos Así” اشاره ای واضح به موسیقی عربی بود که او از پدرش آن را به ارث برده بود.
“Dónde Están los Ladrones” هنوز تاثیر گذارترین معرف شخصیت با اراده اوست. تجزیه و تحلیل شخصیت او ،او را در میان طرفداران زن او به چهره ای محبوب تر تبدیل می کند. زمانی که گلوریا استفان پیشنهاد داد تا “Ojos Así”را به انگلیسی ترجمه کند ، شکیرا تصمیم گرفت تا برای  داشتن  کنترل کامل بر روی کارهایش زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد تا بتواند خودش آنها را بنویسد.

در این زمان او صحنه را برای اجرایی در ” MTV Unplugged” که اولین کانال به زبان اسپانیایی بود اماده کرد. ” MTV Unplugged” به عنوان یک البوم درسال ۲۰۰۰ منتشر شد و برای دو هفته در صدر جدول لاتین قرار داشت و این سومین آلبوم او بود که به فروشی بیش از ۳۰۰۰۰۰ هزار کپی دست یافت و همچنین برنده ی جایزه ی Grammy به عنوان بهترین آلبوم پاپ گردید. در افتتاحیه ی مراسم انتخاب بهترین های موسیقی Grammy سال ۲۰۰۰ او به عنوان بهترین خواننده ی زن پاپ به خاطر : (“Ojos Así”) و بهترین خواننده زن راک به خاطر : (“Octavo Dia”) انتخاب شد. شکیرا موهای بلند قهوه ای اش را، بلوند رنگ می کرد،عاشق Antonio de la Rua (پسر رییس جمهور سابق آرژانتین ) بود .
او پس از مدتی بر روی اولین آلبوم خود به زبان انگلیسی  با نام “Laundry Service “شروع به کار کرد.”هرگاه ،هرزمان” آلبوم بعدی او بود که دراواخر سال ۲۰۰۱ منتشر شد و او را در زبان انگلیسی نیز به یک ستاره تبدیل کرد.”Laundry Service”در جدول پاپ امریکا در جای سوم و “هر گاه ،هرزمان”نیز در بین ده آهنگ برتر قرار داشت.آلبوم بعدی او  در بین ده آلبوم برتر و در مکان نهم قرار داشت.کمتر از یک سال پس از انتشار ان “Laundry Service “سه برابر ۳۰۰۰۰۰ نسخه به فروش رسیده بود.بازبینیها  از “Laundry Service ” آن را به بخش های تاثیرگذارترانه های شکیرا به زبان انگلیسی تقسیم کرد اما تقریبا تمام آن ها مطابق تصورات ذهنی او بودند.
تور مسافرتی گسترده برای ساپورت “Laundry Service  “وقفه ای طولانی برای خواننده ایجاد کرد بنا بر این  مجموعه ی ریمیکس Laundry Service: Washed and Dried و آلبوم  (Live & Off the Record) (که در واقع ضبط شده ی اجرای زنده بود)  او به جای آلبومی جدید منتشر شد.

مدتی است که شکیرا خواننده سرشناس پاپ نامزدی اش را با پیکه، مدافع بارسلونا رسما اعلام کرده است.

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

 

«عکسهایی از شکیرا»

شکیرا,عکس هایی از شکیرا,بیوگرافی شکیرا,جدیدترین عکس های شکیرا,ویکی ناز

بیوگرافی رضا یزدانی+تصاویر رضا یزدانی

رضا یزدانی,عکس هایی از رضا یزدانی,یزدانی

بیوگرافی رضا یزدانی+تصاویر رضا یزدانی
رضا یزدانی در سال ۱۳۵۲ در شهر تهران به دنیا آمد. او خواننده، نوازنده، آهنگساز و بازیگر سینما است.وی از نوجوانی موسیقی کار می‌کند و تخصص او در نواختن گیتار خصوصاً گیتار الکتریک می‌باشد. سبک خواندن رضا یزدانی راک بوده که با شیوه‌ای جدید موسیقی راک را به صورتی کاملاً خاص ایرانیزه و باب طبع ایرانی‌ها کرده‌ است.

اشعار ترانه‌های رضا یزدانی عمدتاً درون مایه اجتماعی داشته که با صدای خش‌دار و حماسی او سبکی خاص را در موسیقی داخل کشور رقم زده.
رضا یزدانی موسیقی حرفه‌ای را در ۲۵ سالگی با آهنگسازی و خوانندگی برای تأتر دادگاه جنجال برانگیز در سال ۱۳۷۷ شروع کرد و بعد از آن نیز آهنگسازی و خوانندگی تئاتر اگر باران بخواهد را در سال ۱۳۷۸ انجام داد.
رضا یزدانی یک سال بعد توانست اولین آلبوم خود را به نام شهر دل به بازار موسیقی روانه کند. این آلبوم شامل اجرای اشعار مولانا با آهنگسازی یزدانی بود.در سال ۱۳۸۲ و پس از آشنایی با یغما گلرویی طی همکاری مشترک با او آلبوم پرنده بی پرنده که در ابتدا کپ نکنید نام داشت را روانه بازار کرد.
رضا یزدانی خوانندگی و آهنگسازی برای سینما را در سال ۱۳۸۳ با کار در فیلم‌های مسعود کیمیایی شروع کرد.
حکم، رئیس و محاکمه در خیابان از جمله فیلم‌هایی هستند که رضا یزدانی در آن‌ها فعالیت داشته‌است، و برای تلویزیون خواندن تیتراژ مجموعه مرگ تدریجی یک رویا را بر عهده داشت.او همچنین برای سریال قلب یخی هم چند اهنگ (از جمله تیتراژ) خوانده‌است.

از جمله فعالیت‌های رضا یزدانی می‌توان به نقش آفرینی وی در فیلم سینمایی طهران تهران به کارگردانی مشترک داریوش مهرجویی و مهدی کرم پور نام برد که کار موسیقی آن فیلم نیز بر عهده وی بوده‌است.رضا یزدانی همچنین در فیلم سینمایی اینجا تاریک نیست به کارگردانی محدرضا خاکی نیز ایفای نقش کرده‌است.
پس از انتشار آلبوم هیس، یزدانی شروع به اجرای چندین کنسرت در تهران و دیگر شهرها کرد که در کنسرت مربوط به ۲۶ اسفند ماه ۱۳۸۹ با اجرای حماسی ترانه خلیج فارس تمامی تماشاچیان را به ایستادن در سالن وا داشت.
آلبوم‌های رضا یزدانی:
-شهر دل ۱۳۸۰
-پرنده بی پرنده ۱۳۸۲
-هیس۱۳۸۶
-ساعت ۲۵ شب ۱۳۸۹
-ساعت فراموشی ۱۳۹۰
-خاطرات مبهم ۱۳۹۱
برخی از فعالیت‌ها و افتخارات رضا یزدانی:
آهنگسازی و خوانندگی تئاتر “دادگاه جنجال برانگیز” / سال ۱۳۷۷
آهنگسازی و خوانندگی تئاتر “اگر باران بخواهد” / سال ۱۳۷۸
انتشار آلبوم “شهر دل” / ۱۳۷۹
انتشار آلبوم “پرنده بی پرنده” سال / ۱۳۸۲
آهنگسازی، حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “حکم” به کارگردانی مسعود کیمیایی / ۱۳۸۳
برنده‌ تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای ترانه‌ی فیلم حکم / ۱۳۸۴
انتشار آلبوم هیس سال / ۱۳۸۵
خواننده‌ی برگزیده‌ی جشن وبلاگ پارسی (پرشین بلاگ و محیط زیست) برای اجرای ترانه برج / ۱۳۸۵
اجرای ترانه‌ی دوست در جشن خانه سینمای سال ۱۳۸۶ آهنگساز فردین خلعتبری
آهنگسازی، حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “رییس” به کارگردانی مسعود کیمیایی/ ۱۳۸۶
آهنگسازی و حضور و خوانندگی فیلم سینمایی “چهره به چهره” به کارگردانی علی ژکان / ۱۳۸۶
خوانندگی تیتراژ سریال “مرگ تدریجی یک رویا” به کارگردانی فریدون جیرانی و آهنگسازی کارن همایونفر / ۱۳۸۷
خوانندگی ترانه بگو تهران با آهنگسازی فردین خلعتبری و شعر و نماهنگ رامین فاروقی / ۱۳۸۷
اجرای ترانه‌ی بگو تهران اختتامیه جشنواره‌ی فیلم شهر همراه با ارکستر بزرگ، آهنگساز فردین خلعتبری / ۱۳۸۸
خوانندگی و آهنگسازی ترانه‌ی فیلم “آبی استقلالی” / سال ۱۳۸۸
 برنده‌ی تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای دومین بار برای سریال مرگ تدریجی یک رویا / ۱۳۸۸
خوانندگی ترانه‌ی تیتراژ فیلم محاکمه در خیابان به کارگردانی مسعود کیمیایی / ۱۳۸۸
اجرای ترانه‌های برگزیده خود در جشن سینمایی تلویزیونی (دنیای تصویر) / اسفند ۱۳۸۸
خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی “گام‌های معلق” به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی / پخش سال ۱۳۸۸ از شبکه ۳ سیما
بازی در نقش اصلی فیلم “طهران تهران” به کارگردانی مشترک داریوش مهرجویی و مهدی کرم‌پور / (اکران بهار ۱۳۸۹)
خوانندگی و نقش اصلی فیلم “اینجا تاریک نیست” به کارگردانی محمد رضا خاکی/ ۱۳۸۹
خوانندگی تیتراژ فیلم سینمایی “کیفر” به کارگردانی حسن فتحی / ۱۳۸۹
خوانندگی تیتراژ سریال قلب یخی با آهنگ کارن همایونفر و شعر یغما گلرویی / ۱۳۸۹
انتشار آلبوم “ساعت ۲۵ شب” / مهرماه ۱۳۸۹
اجرای ترانه در پنجمین جشن منتقدین و نویسندگان سینمای ایران / خرداد ۱۳۹۰
اجرای ترانه هایی از استاد نوری در اولین یادمان استاد محمد نوری (تالار وحدت) / تیر ۱۳۹۰
برنده‌ی تندیس حافظ جشن سینمایی دنیای تصویر برای سومین بار برای ترانه فیلم طهران تهران / مرداد ۱۳۹۰
انتشار آلبوم “ساعت فراموشی” / آبان ۱۳۹۰
آهنگسازی و خوانندگی در نمایش کمی بالاتر / دی و بهمن۱۳۹۰

عکسهایی از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

رضا یزدانی,بیوگرافی رضا یزدانی,عکس هایی جدید از رضا یزدانی

بیوگرافی ریحانا خواننده پاپ+ تصاویر ریحانا

rihana,ریحانا,عکس هایی از ریحانا

بیوگرافی ریحانا خواننده پاپ+عکس ریحانا
نام اصلی: رابین ریانا فنتی
نام مستعار :ملکه کارائیبی، شاهزادهٔ جدید پاپ
تولد: ‎۲۰ فوریه ۱۹۸۸
ملیت ریحانا:سنت مایکل، باربادوس
سبکهای ریحانا: پاپ، ریتم و بلوز
فعالیت(ها) ریحانا: خواننده، مدل، طراح مد
مدت فعالیت: ۲۰۰۵ – اکنون

بیوگرافی ریحانا

ریحانا اولین خوانندهٔ زن اهل باربادوس و دومین هنرمند باربادوسی ست که موفق به دریافت جایزه گرمی شده است. اولین آلبوم ریحانا در سال ۲۰۰۵ به بازار آمد. ریحانا آلبوم دوم خود را با تاخیر یک ساله ای با نام دختری مثل من به فروشگاه های شهر روانه کرد. سال بعد نیز با آلبوم دختر خوب بد شد منتقدان را متعجب کرد، و در همین زمان بود که به شهرت و محبوبیت رسید.
ریحانا در حال حاضر در شهر سن دیگو در جنوب ایالت کالیفرنیا در آمریکا زندگی می کند.
 زادگاه ریحانا:
ریحانا قسمتی از نام رابین ریانا فنتی (به انگلیسی: ‎Robyn Rihanna Fenty ‏) است که در ۲۰ فوریه سال ۱۹۸۸ (میلادی) در شهر سنت مایکل در کشور باربادوس در منطقه کارائیب متولد شد.
ریحانا دختری معمولی بود که دوران راهنمایی اش را در مدرسه سیصد و ده ساله کامبرمیر در باربادوس گذراند. در سال ۲۰۰۳ با کمک دو نفر از همکلاسی هایش یک نمایش موسیقی سه نفره را اجرا کرد. در سال ۲۰۰۴، او برندهٔ مراسم دوشیزهٔ زیبای کامبرمیر شد و نمایش کوتاهی اجرا کرد. او با اجرای آهنگ قهرمان از ماریا کری برندهٔ جایزهٔ نمایش استعدادهای مدرسه اش شد و شاید همین امر سبب ورود او به عرصهٔ خوانندگی بود.
در ۲۰۰۳ ریحانا پس از آنکه با دوستانش نمایش را اجرا کرد، دوستش او را به ایوان راجرز، تهیه کننده موسیقی که برای مسافرت به همراه همسرش به باربادوس آمده بود معرفی کرد. ریحانا به کمک راجرز چند آهنگ را بازخوانی و ضبط کرد که به بسیاری از استدیو های آمریکایی فرستاده شد. این قطعات مورد قبول استدیوی دف جم واقع شد و مدیریت رپر دف جم، جی زی، از او دعوت به همکاری کرد.
ریحانا، بزرگ ترین دختر خانواده است. پدرش رونالد فنتی، یک شهروند آفریقایی-ایرلندی، و مادرش مانیکا فنتی، اهل کشور گویان در آمریکای جنوبی است.
الهاماتی که از کارهای بیانسه، آلیشیا کیدز، و ماریا کری گرفته در کارهای اولیه اش در موسیقی بسیار آشکار است.
 نخستین آلبوم ریحانا
نخستین آلبوم ریحانا، موسیقی خورشید (Music of the Sun) بود که در ۳۰ اوت ۲۰۰۵ میلادی، زمانی که ریانا (ریحانا) ۱۷ ساله بود، به بازار عرضه شد. دو ماه بعد، در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۰۵، آهنگی از ریحانا (ریانا )به نام «پان د ریپلای» (Pon de Reply) به بازار آمد که در آمریکا و بریتانیا، مقام دوم را در فهرست آهنگ های برتر ازآن خود کرد.
دختری مثل من (A Girl Like Me) آلبوم دوم ریانا در سال ۲۰۰۶ کمتر از ۸ ماه پس از آلبوم اول او وارد بازار شد.
سومین آلبوم ریحانا به نام (Good Girl Gone Bad) سال ۲۰۰۷ منتشر شد و اولین تک آهنگش به نام چتر (Umbrella) موفقیت جهانی به همراه داشت و ریحانا را در سراسر دنیا معروف و محبوب ساخت. چتر پرفروش ترین آهنگ آن سال و موفق به دریافت یک جایزه گرمی شد. او در سال ۲۰۰۸ نسخهٔ جدید آلبوم آخر خود را عرضه کرد که شامل ۳ تک آهنگ با نام های take a bow و disturbia و تک آهنگی همراه با گروه (maroon5) بود که دوتای اول موفقیت های زیادی را برای او همراه داشت.

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

عکس هایی از ریحانا خواننده پاپ

عکس هایی از ریحانا,جدیدترین عکس های ریحانا,ویکی ناز

بیوگرافی میریام فارس +تصاویر میریام فارس

میریام فارس,فارسlجدیدترین عکس های مریام فارس,بیوگرافی

بیوگرافی میریام فارس
اطلاعات هنرمند
تولد: ۳ مهٔ ۱۹۸۳
اهل کشور : لبنان
سبک‌ها: موسیقی پاپ
فعالیت: خواننده، بازیگر
مدت فعالیت: ۲۰۰۰ -تاکنون

میریام فارس (زاده: ۳ مه ۱۹۸۳ در لبنان) یکی از خوانندگان موفق لبنانی، عرب است .فعالیت هنری خود را از رقص باله در سن پنج سالگی آغاز کرد .در نه سالگی برای اولین بار در برنامه مواهیب الصغیره (استعدادهای جوان) که از تلویزیون لبنان پخش می شد شرکت کرد و برنده جایزه اول رقص شد. در نوجوانی به مدت چهار سال در هنرستان ملی موسیقی آموزش دید.
میریام فارس در جنوب لبنان متولد شد اما همکنون در منطقه نیو روضه در بیروت ساکن است . او در یک خانواده پنج نفره متولد شد و دو خواهر به نام رولا و جیحان و خودش فرزند دوم خانواده است . رولا، خواهرش مدیر برنامه های اوست .

میریام فارس اولین آلبوم خود را در ۲۰ سالگی با عنوان “أنا والشوق” (من و دلتنگی) منتشر کرد . این آلبوم شامل هشت آهنگ بود که برای دو آهنگ “أنا والشوق” (من و دلتنگی) و “لاتسألنی” ( از من نپرس ) ویدیو کلیپ ساخته شد.

اولین ویدئو کلیپ میریام به اسم “انا و الشوق” که کار متفاوتی بشمار میرفت توانست یکی از پرطرفدارترین کلیپها در بین شبکه های عربی بشود .کلیپ دومش “لا تسألنی” که میریام رو در کاراکتری جذاب و با نوعی رقص ابتکاری اکتیو نشان میداد، موجب محبوبیت بیشترش شد.در رمضان همان سال مورد توجه کمپانی عطرسازی محمود سعید در فرانسه قرار گرفت و عطر “انا و الشوق” رو به بازار عرضه کرد که موفقیت زیادی در فروش کسب کرد.

آلبوم دوم “نادینی” با ده آهنگ در سال ۲۰۰۵ منتشر شد . آهنگ های “نادینی”، “واحشنی لیه” و”هقلق راحتک” از این آلبوم هستند . در سال ۲۰۰۸ آلبوم سوم خود را با نه آهنگ و با نام “بتقول ایه میریام” منتشر کرد.
میریام بعد از کسب موفقیت های اش در عرصه خوانندگی در یک فیلم لبنانی به نام “سیلینا” در یکی از نقش های اصلی ایفای نقش کرد. این کار سینمایی اقتباسی است از یک اجرای قدیمی به نام “هاله و ملک” با هنرمندی فیروز خواننده اسطوره ای لبنان. میریام با بازی در فیلم موزیکال “سیلینا” تجربه ای جدید و موفق رو پشت سرگذاشت.
موزیک ویدئوهای میریام فارس
– أنا والشوق
– لا تسألنی
– أحبک حیل
-نادینی
– هقلق راحتک
– واحشنی ایه
-مکانه وین
– أیام الشتی
– بتروح
– ایه اللی بیحصل
-من عیونی به لهجه خلیجی
-خلانی
آلبوم های میریام فارس
– أنا والشوق ۲۰۰۳
-نادینی ۲۰۰۵
– بتقول إیه ۲۰۰۸
– من عیونی ۲۰۱۱
موفقیت ها
میریام فارس در سال ۲۰۱۲ میلادی در جشنواره ” مورکس دور ” که در بیروت برگزار شد به عنوان بهترین ستاره عرب معرفی شد .
در جشنواره ” مورکس دور ” همچنین آهنگ من عیونی در بین بهترین آهنگ های عربی قرار گرفتمت.

عکس هایی از میریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

مریام فارس,فارس,بیوگراف مریام فارس,عکس های جدید مریام فارس

بیوگرافی رخشان بنی اعتماد

بیوگرافی رخشان بنی اعتماد
رخشان بنی‌اعتماد (زاده ۱۳۳۳)، کارگردان ، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده ایرانی.

رخشان بنی‌اعتماد در سال ۱۳۳۳ در تهران زاده شد. او در رشته کارگردانی سینما در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (دانشکده سینما و تئاتر) تحصیل کرد. وی از سال ۱۳۵۲ با سمت منشی‌صحنه در تلویزیون مشغول به کار شد و تا سال ۱۳۵۹ چند فیلم مستند کوتاه را کارگردانی کرد.

رخشان بنی اعتماد,بنی اعتماد,رخشان

رخشان بنی‌اعتماد فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۰ به عنوان منشی‌صحنه فیلم «آفتاب نشین‌ها» و فیلم «گل‌های داوودی» آغاز کرد.

با کارگردانی فیلم »خارج از محدوده» در سال ۱۳۶۶ کارگردانی فیلم‌های بلند را آغاز کرد.  سپس فیلم‌نامه «زرد قناری» را نوشت و کارگردانی آن را نیز خود انجام داد. با نوشتن فیلم‌نامه فیلم «نرگس» و کارگردانی آن با همکاری فریدون جیرانی، در سال ۱۳۷۰ به عنوان بهترین کارگردان در دهمین جشنواره فیلم فجر برگزیده شد.

رخشان بنی اعتماد,بنی اعتماد,رخشان

پس از آن، فیلم‌های «روسری آبی»، «بانوی اردیبهشت»، «نرگس»، «زیر پوست شهر» و «خون بازی» برای وی افتخارات و جایزه‌های بیشتری به ارمغان آورد.

بنی اعتماد با جهانگیر کوثری (مدیر تولید و مفسر ورزش) ازدواج کرده است و دخترشان، باران کوثری بازیگر است.
نویسنده
– خون بازی (۱۳۸۵)
-گیلانه (۱۳۸۳)
-روایت سه‌گانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) (۱۳۸۲)
– زیر پوست شهر (۱۳۷۹)
-داستان‌های جزیره (اپیزود سوم، باران و بومی) (۱۳۷۷)
-بانوی اردیبهشت (۱۳۷۶)
-روسری آبی (۱۳۷۳)
-نرگس (۱۳۷۰)

رخشان بنی اعتماد,بوگرافی رخشان بنی اعتماد,عکس هایی از رخشان بنی اعتماد

کارگردان
-ما نیمی از جمعیت ایران هستیم (در دست ساخت)
-فرش ایرانی (کار گروهی) (اپیزود دوم، فرش سه‌بعدی یا مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد) (۱۳۸۵)
-خون بازی (۱۳۸۵)
-گیلانه (۱۳۸۳)
– روایت سه‌گانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) (۱۳۸۲)
– روزگار ما (مستند) (۱۳۸۰)
– زیر پوست شهر (۱۳۷۹)
-داستان‌های جزیره (اپیزود سوم، باران و بومی) (۱۳۷۷)
– بانوی اردیبهشت (۱۳۷۶)
-روسری آبی (۱۳۷۳)
-نرگس (۱۳۷۰)
– پول خارجی (۱۳۶۸)
-زرد قناری (۱۳۶۷)
-خارج از محدوده (۱۳۶۶)
رخشان بنی اعتماد,بنی اعتماد,

برنامه‌ریز
-گل‌های داوودی (۱۳۶۳)
دستیار کارگردان
-تنوره دیو (۱۳۶۴)
-گل‌های داوودی (۱۳۶۳)
مشاور کارگردان
-حیران (۱۳۸۷)
– عصر جمعه (۱۳۸۴)
-منشی‌صحنه
-آفتاب نشین‌ها (۱۳۶۰)
مشاور فیلمنامه
-شب یلدا (۱۳۸۰)
بازیگر
-میکس (۱۳۷۸)

تهیه‌کننده
-حیران (۱۳۸۷)
-خون بازی (۱۳۸۵)
-روزگار ما (۱۳۸۰)
– زیر پوست شهر (۱۳۷۹)
-نرگس (۱۳۷۰)
سرمایه‌گذار
-زیر پوست شهر (۱۳۷۹)

منبع:cinema-club.blogfa.com

بیوگرافی محسن چاوشی + تصاویر محسن چاوشی

محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,چاوشی

بیوگرافی محسن چاوشی + تصاویر محسن چاوشی

محسن چاوشی حسینی (زادهٔ ۸ مرداد ۱۳۵۸ در خرمشهر) ترانه سرا، آهنگساز ،تنظیم کننده و خواننده پاپ و راک اهل ایران است.

محسن چاوشی متولد خرمشهر است ، فرزند پنجم خانواده و دارای دو خواهر و سه برادر.اصلیت پدر و مادر وی به کردستان بر می گردد، اما با توجه به شرایط کاری پدرش که کارمند شرکت نفت بود به خرمشهر مهاجرت کردند و محسن چاوشی در خرمشهر متولد شد.

از ۴ سالگی به همراه خانواده به مشهد مهاجرت و تا ۱۴ سالگی در این شهر زندگی کرد و سپس به تهران عزیمت نمود. محسن چاوشی پس از دریافت دیپلم حسابداری و اتمام دوره سربازی،فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه موسیقی در سال ۱۳۸۲ با آلبوم نفرین آغاز کرد. از وی تا کنون بیش از ۱۰۰ ترانه شنیده شده‌است که شامل ۱۰ آلبوم و نیز چندین تک آهنگ است.او همچنین آهنگسازی و خوانندگی ترانه‌های فیلم سنتوری از ساخته‌های داریوش مهرجویی را نیز انجام داده‌است.

محسن چاوشی,چاوشی,محسن

آلبوم‌های رسمی محسن چاوشی
-یه شاخه نیلوفر (۱۳۸۷)
-ژاکت (۱۳۸۸)
-حریص (۱۳۸۹)
-سنتوری (۱۳۹۰)
-پرچم سفید (۱۳۹۰)
-من خود آن سیزدهم (۱۳۹۱)

-پارویِ بی قایق (۱۳۹۲)

آلبوم‌های غیر رسمی محسن چاوشی
-نفرین (۱۳۸۳)
-خودکشی ممنوع (۱۳۸۴)
-لنگه کفش (۱۳۸۴)
-متأسفم (۱۳۸۵)
-موسیقی متن فیلم سنتوری (۱۳۸۷)

آلبوم‌های گروهی محسن چاوشی

-سلام آقا (۱۳۸۸)
-هشت (۱۳۸۸)
-خاص (۱۳۹۰)
-دلصدا (۱۳۹۰)
-دلصدا ۲ (۱۳۹۲)

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

عکس هایی از محسن چاوشی

محسن چاوشی,چاوشی,محسن,جدیدترین عکس های محسن چاوشی,عکس هایی از محسن چاوشی

معرفی نقاش بزرگ حسین مصور الملکی

نقاش معروف حسین مصور الملکی,حسین,مصور الملکی

معرفی نقاش بزرگ حسین مصور الملکی
هنرمندی که از طرف ملکه انگلستان و رؤسای جمهور آمریکا و چین مورد تقدیر قرار گرفته و نمایشگاه بین‌المللی بروکسل به او مدال طلا داده است.ملکه انگلیس ضمن تقدیر از یک اثر هنری استاد، یک قطعه مدال تاج گذاری ژرژ پنجم به مصورالملکی اهداء کرد.

چرچیل نخست وزیر سابق انگلستان، روزولت رئیس جمهور فقید آمریکا، چیانک کای شک رئیس جمهور چین و عده ای دیگر از شخصیت های بزرگ بین‌المللی مقام هنری استاد حاج مصورالملکی را کتباً ستوده اند. استاد حاج مصورالملکی فرزند محمد حسن نقاش؛ پدر بزرگش زین العابدین نقاش و جدش محمد کریم نقاش بوده اند.

حسین مصورالملکی در تاریخ ۱۲۶۸ شمسی در شهر اصفهان متولد شد و در سن ۱۳ سالگی بود که پدرش در گذشت و در شرایط بسیار مشکلی مسئولیت کارگاه پدر را بعهده گرفت تا بتواند معاش مادر و سه خواهر کوچکتر خود را اداره نماید.

حسین در دوره حیات پدر و در خلال تحصیل، بعضی رموز هنر قلمدان سازی را نزد پدرش فرا گرفته بود ولی این اطلاعات به درجه‌ای نبود که بتواند کارهای جاری کارگاه پدر را ادامه دهد.

لذا شاگردان با سابقه پدرش کمک خواست و با یاری آنها مدت کوتاهی سفارشات کارگاه را انجام داد، طولی نکشید که کلیه رموز قلمدان سازی را آموخت و مقوا‌سازی قلمدان و نقاشی آنها را به تنهائی به عهده گرفت.

استاد از دوران جوانی خود چنین حکایت می کند: ” در آن زمان دو نوع قلمدان ساخته می شد، که یک نوع از آنها کوچک بود که هر یکصد عدد آن را فقط یک تومان دستمزد می گرفتم و نوع دیگر قلمدان بزرگ بود که هر صد عدد دو تومان اجرت داشت. باید توجه داشت که این دستمزد در مقابل تمام کارهای قلمدان، یعنی مقوا سازی، زمینه سازی، نقاشی، طلا‌کاری و روغن کاری بوده و با این قبیل دستمزدها زندگی یک خانواده پنج نفری را اداره می‌نمودم.باید توجه داشت که تازه این دستمزدها را هم یک جا نمی پرداختند، بلکه بطور نسیه و قسطی دریافت می گردید.

حسن مصور الملکی

در این هنگام انقلاب مشروطیت ایران آغاز گردید و در نتیجه برای مدتی کار استاد مصور الملکی پیشرفت چندانی نداشت. ولی با آنکه در نهایت عسرت و پریشانی به زندگی خود و عائله پنج نفری ادامه می‌داد هرگز از عزت نفس دست برنمی‌داشت و به هیچ یک از اقوام و آشنایان ابراز درد نمی‌کرد.پس از استقرار مشروطیت نیز به تدریج هنر قلمدان سازی منسوخ گشت و استاد برای امرار معاش به نقاشی روی پارچه قلمکار پرداخت. با پیشرفت در نقاشی و شبیه سازی شهرت و معروفیت وی آغاز گردید.

در ابتدای حکومت رضا شاه که امنیت و آرامش مملکت بر قرار شد، استاد مصورالملکی دوره سختی و پریشانی را پشت سر گذاشته و در سن ۳۸ سالگی بود که هنر مینیاتور و شبیه سازی و هنر روغن و آبرنگ و تذهیب و نقشه کشی قالی و کاشی را بدون کسب تعلیم از دیگران، در نهایت قدرت و کمال انجام می داد.

در این ایام مصورالملکی بیست نفر شاگرد در آتیله خود داشت و آثار بی شماری در کلیه رشته های هنر ملی تهیه  می‌نمود که اکثراً به خارج کشور می رفت و شهرت او را از مرزهای ایران به دورترین نقاط جهان می رسانید.

در این سنین بود که سفری به فرانسه رفت و در پاریس مدت شش ماه برای عتیقه فروشان و ایران‌شناسان کار کرد و در مراجعت به ایران چون مصادف با سال حج بود به مکه رفت و سپس به ایران بازگشت و مجدداً در کارگاه خود به تکمیل و ایجاد آثار هنری پرداخت.

حاج مصور الملکی در سن ۴۰ سالگی ازدواج نمود و ثمره آن سه دختر و یک پسر بود.مصور‌‌ الملکی در سال ۱۹۵۸ در نمایشگاه بین‌المللی بروکسل شرکت جست و به تابلوی تخت جمشید وی، مدال درجه اول طلا تعلق گرفت.

«حاج مصور الملکی» معتقد بود:«مینیاتور ایران انگار پیر شده است. خون او را بریزید و خون جوان به او بدهید. خواهید دید که دوباره جان می‌گیرد. تقلید، قاتل هنر است. هنر به اقتضای زمان و شرایط خویش سنت شکن و سنت گذار باشد. به این معنی که پا به پای زمان پیش برود، قالب‌ها و سنت‌های قدیمی را که مانع این پیشروی هستند دور بریزد و قالب‌ها و ارزشهای جدیدی را که باعث رشد و تعالی او هستند پیدا کند.

مینیاتوریست ایرانی یکی دو قرن است که با تعصب زیاد و ابتکار و قدرت کم از استادان گذشته تقلید می‌کند. او به جای آنکه سنت‌ها و ارزش های گرانب ها مینیاتور گذشته ایران را برای یافتن ظرفیت‌های تازه و راهگشایی‌های ضروری بکار بگیرد، راه را بر ذوق و تخیل و خلاقیت خود بسته و از روی آثار اصیل قدیمی سیاه مشق می‌کند».

مصور الملکی

با حاج محمد حسین مصورالملکی در یکی از قدیمی‌ترین محلات اصفهان دیدار کردیم. در یک خانه فرسوده و در عین حال شگفتی‌آور. خانه او یک موزه کوچک هنری بود که با وجود قدمت پرنشاط و تحسین انگیز می‌نمود.
از حیاط بیرونی تا اندرونی یک راهرو و نیمه روشن بود که اتاق کار استاد سالخورده در کمرکش آن قرار داشت. روبروی اتاق یک هشتی کوچک بود با یک حوض مرمری که ماهی‌های سرخ در آن شناور بودند. طاق‌هشتی مقرنس‌کاری بود و آفتاب مثل یک رنگین کمان از پشت شیشه‌های الوان بدرون می‌تابید. از پنجره اتاق کار استاد درهای ارسی سایر اتاقها دیده می‌شد.

شیشه تمام پنجره‌ها رنگی بود. سرخ و سبز و آبی و بنفش و به ندرت زرد…دو حلقه بزرگ آهنی مثل دو تا گوشواره درانتهای درها آویخته بود. منبت درها در اوج ظرافت و زیبایی بود. این زیبایی با جلالی بیشتر در اتاق ‌کار استاد دیده می‌شد. پنجره‌های منبت‌کاری هماهنگی موزونی با مینیاتورهایی که تمامی دیواری تا ۲۰۰ سال قدمت داشت و پاره‌ای از آنها را «حاج مصورالملکی» خود نقش زده بود. قسمت از دیوار روبروی درهای ارسی آیینه کاری بود و آثار هنری در این آیینه‌های ظریف انگار یک زیبایی مطلق را تا بی‌نهایت تکرار می‌کرد. در طرفین اتاق دو طاق‌نما وجود داشت و در بالای کفش‌کنهایی که به دو پستوی کوچک می‌مانست گوشوارهای اتاق با تزیین هنرمندانه‌ای جلب نظر می‌کرد.

مصور الملکی

در این فضا قدیمی و چشم نواز اکثر آثار مصور الملکی بوجود امده است. و هم در این خانه استاد ۸۰ بار بهار و خزان را بدرقه کرده است. زندگیش را از زبان خودش بشنویم:«من در خانواده یک نقاش به دنیا آمدم. اجدادم تا زمان صفویه پشت در پشت نقاش بودند. پدر گاه به مزاح می‌گفت: «توی رگهای ما خون نیست، رنگ است.» و اغلب با قیافه‌ای متفکر به من می‌گفت: «دنیا جز ترکیب رنگ ها نیست. همه چیز رنگ است. تنها حقیقتی که مبری و بیرون از رنگهاست خداست.»او درباره نقاشی تعصب خاصی داشت. خودش نقاش قلمدان ساز بود. به من می‌گفت:

«اگر می‌خواهی نقاش باشی، باید به باطن اشیاء راه پیدا کنی. تا وقتی اسیر صورت هستی فقط یک مقلدی، نقاشی نیستی. باید سیرت را بشناسی.” و ده ها  سال طول کشید تا من به عمق حرفهای او راه پیدا کردم.” من موسیقی رنگ ها را در کارگاه پدرم شناختم هفت هشت ساله بودم که دستم را گرفت و مرا به کارگاهش برد.  به من گفت: وقت آن رسیده که موسیقی رنگ ها را بشناسی».

و وقتی دید که معنی حرفش را نفهمیده‌ام و هاج و واج نگاهش می‌کنم، توضیح داد که : «هماهنگی رنگ ها با هم ایجاد یکنوع موسیقی می‌کند، نوعی موسیقی که فقط چشم صدای آن را می‌شنود. تو اگر بخواهی نقاش باشیباید این موسیقی را بیاموزی. ساله بودم که پدرم مرد. او به من خیلی چیزها آموخت. به من زندگی را فهماند، طعم تلخ و شیرین آن را بمن چشاند و به من گفت:«بین زندگی و هنر هیچ فاصله‌ای نیست.

حتی حقیقت و جوهر هنر را بفهمی، اول زندگی را بشناس. روزی که پدرم مرد حس کردم همه چیز مرده است، برای من دنیا مرده بود. او دنیای من بود.آن روزها ایران یکپارچه خون و آتش بود هنوز فرمان مشروطیت خشک نشده بود که مجلس را به توپ بستند. در فاصله بین امضای مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه و توپ بستن مجلس به دستور محمدعلی شاه اصفهان دچار هرج و مرج و تب و تاب بود. هر روز بازارها بسته می‌شد. انقلاب در کوچه و خیابان بود. مشروطه خواهان با تفنگ‌های بلند و قطاری فشنگ درتمام شهر پراکنده بودند. حتی خانمها، با چادر و روبنده در شهر تظاهرات می‌کردند.

آنها در زیر چادر ده تیر می‌بستند و گاه اسلحه به دست در بستن بازار نقش اول را بازی می‌کردند. در این روزهای بحرانی هنر خریداری نداشت. فقط بازار انقلاب گرم بود. اما من مجبور بودم خرج مادر و سه خواهر کوچکتر از خودم را تأمین کنم. در آن موقع من قلمدان سازی می‌کردم. بعدها در زمینه پرتر سازی و تذهیب و تشعیر هم دست به تجربه زدم.

سرانجام رنگ و روغن را وارد کارهایم کردم. و در تمام این مراحل یک نقاش گمنام بودم در میان صدها نقش گمنام دیگر…با رفتن قاجاریه مینیاتور ایران تکان مختصری خورد. فرنگی‌ها دسته دسته به ایران آمدند و مینیاتورهای سبک صفوی مشتریان پر و پا قرصی پیدا کرد. اروپاییان شیفته این سبک بودند، بخصوص آن دسته از جهانگردان اروپایی و امریکایی که به عتیقه علاقه داشتند، مینیاتورهای شیوه صفوی را به هرقیمتی می‌خریدند.

با آمدن این سوداگران هنر،. شیوه‌های هنر غرب هم در ایران نفوذ بیشتری یافت. سبک اروپایی‌ها با شیوه صفوی آمیخت و این آمیزش راه تازه‌ای در برابر مینیاتوری گشود. نقاشان ایرانی که بازار هنر صفویه را گرم دیدند، به تصویر مینیاتورهای عهد صفوی روی آوردند. من هم یکی از اینان بودم.نخست کمال الملک بهزاد سرآمد مینیاتوریست‌های صفوی مرا جلب کرد و بعد اسیر جادوی خطوط رضا عباسی شدم. و این آغاز آفرینش حقیقی من بود.

اوایل دوران پهلوی بود که به فرانسه رفتم. فرنگستان زادگاه هنری بود که نفوذ آن مثل مغناطیس نقاشی ایران را تحت تأثیر گرفته بود. در فرنگ هنر تجربه‌هایکم نظیری داشت. من احساس کردم اگر بخواهم راهی مستقل در هنر مینیاتور بیابم باید با این تجربه‌ها آشنا باشم. شش ماه در پاریس ماندم. سعی کردم روی مکاتب مختلف نقاشی غرب مطالعه کنم. وسعت و تنوع این مکتب‌ها و آثار نقاشی هنرمندان غربی واقعاً بهت‌آور بود.

در همین مدت با پرفسور «پوپ» ایرانشناس معروف آشنا شدم. او سرگرم نوشتن کتابی درباره هنر ایران بود و از من خواست تا در تصاویر کتاب یاری‌اش دهم. من پذیرفتم . گل های قالی های نفیس ایرانی او را نقاشی می‌کردم و هر روز ساعت ها درباره هنر ایران با هم صحبت می‌کردیم. پوپ عاشق هنر ایران بود. می‌خواست با این شناخت به روح ایران کهن دست پیدا کند. درباره هنر ایران عقاید جالبی داشت که بعدها آن را در کتاب معروفش «شاهکارهای هنر ایران» تنظیم کرد.

ابهت و جنبه‌های روحانی هنر باستانی ایران به سبب آن است که کمال آن در تزیین مطلق است. تزئین که منبع اصلی و هدف هنرایران است تنها مایه لذت چشم یا تفریح ذهن نیست، بلکه مفهومی بسیار عمیق‌تر دارد. نخستین ادراک مبهم ولی اساسی که بشر از جهان داشت با نقوش و اشکال تزئینی صورت خارجی یافت و بوسیله همین نقوش انسان با سرنوشت دشوار و پرخطر خویش ارتباط بیشتری پیدا کرد.

هرنقش و شکلی وسیله‌ای برای پرستش و مایه‌ای برای راز و نیاز و آرامش و نیروی باطنی گردید. به سبب مجموع این امور هنر تزئینی ایران که از تجربیات ضروری ناشی شده بود، به بالاترین درجه کمال رسید و چون پیوسته به تأثیر این عوامل ظریف تر شده و توسعه فراوان یافته است اکنون می‌تواند مستقیماً با دل آدمی سخن بگوید.

«پوپ» به هنرمندان ایرانی بیش از هنرمندان کشورهای دیگر در ایجاد طرح های درهم و پیچیده که بهم انداختن و هموار کردن آنها مستلزم چیره‌دستی و قوه تخیل است، مهارت داشتند و در عین حال در تبدیل شکل ها به ساده‌ترین صورت،‌استادی خاصی نشان می‌دادند. در ترسیم خطوط پیرامون شکلها بطریقی خصوصیات نقش را جلوه بدهد استاد مسلم بودند. و خوب می‌دانستند که چگونه می‌توان المری را با خطوط ساده، بی‌افراط در نقوش و صور بیان کرد.

من وقتی به ایران برگشتم راه خود را یافته بودم. اولین تجربه و آزمایش من در یک عرصه جهانی در نمایشگاه لندن بود.

من با یک تابلوی مینیاتور در این نمایشگاه شرکت کردم و این تابلو بحدی توجه ملکه انگلیس (همسر جرج پنجم) را جلب کرد که گفت آن را به هر بهایی که هست برایش بفرستند و همان لحظه پروفسور «پوپ» با سفارشی از طرف ملکه انگلیس راهی اصفهان شد. وقتی تابلویی را که خواسته بود برایش نقش زدم و فرستاد یک مدال مخصوص (جرج پنجم) برایم فرستاد. این مدال طلایی نقش برجسته‌ای از مراسم تاجگذاری جرج پنجم و ملکه انگلستان داشت.

تابلویی که برای ملکه فرستاده بودم صحنه‌ای از یک مسجد بود، گروهی برای نماز قامت بسته بودند و فضا بوی قرآن می‌داد. من برای ایجاد این فضای روحانی حالت جذبه و خلوص نمازگزاران روزها-و هر روز ساعت ها در مسجد بسر بردم. لحظه‌هایی را که می‌خواستم تصویر جان بدهم شکار کردمم و بعد تصویر مسجد و نمازگزاران را با تخیل خودم آمیختم.

من نخستین بار پرسپکتیو را بطرز علمی وارد مینیاتور کردم. این کار یک ضرورت بود که از زمان قاجار کم کم تحقق می‌یافت. نقاشان قاجار ضمن آشنایی با نقاشی غرب، «کوچک و بزرگ» را وارد مینیاتور کردند. تا آن هنگام مینیاتور «بعد» و عمق نداشت. فاصله‌ها در آن رعایت نمی‌شد. چشم اندازهای دور و نزدیک به یک صورت و اندازه نمایش داده می‌شد. مینیاتوریست‌های قاجار «بعد» را به عنوان یک عامل در آثار خود بکار گرفتند. اما این کار صرفاً تجربی بود و قاعده علمی نداشت. نخستین شواهدی که ازاین گونه تابلوها (تابلوهای بزرگ و کوچک) در دست است در هندوستان.(بیشتر نقاشی‌های کاخ چهلستون ره به مظفرعلی نسبت می‌دهند).

نقاشان اواخر عصر قاجار سبک اروپایی را وارد نقاشی صفوی کردند. نقاشی‌های این دوره از نظر رنگ آمیزی به مینیاتورهای سابق شبیه است و از جهت سایه روشن و مناظر و مرایا به شیوه کلاسیک اروپا. و با وجود رخنه این شیوه در نقاشی ملی ایران به ناچار سبکی است که معمول گردید است.

همه آرزوی من این بود که بتوانم شخصیت و هویت مینیاتور ایران را احیاء کنم. مینیاتور ایران در گذشته درخشان خود نقاشان بزرگ غرب را زیر نفوذ گرفته بود. رنگهای درخشان و تند و طرح‌هایی که به هیچ وجه در آنها منظور تقلید از طبیعت و سایه روشن و پرسپکتیو نبود، از خصوصیات مینیاتور قدیم ایران است. همین مشخصات برجسته مینیاتور ایران بود که توجه نقاشان نامی اروپا: گوگن، رنوار، ون گوگ و ماتیس را جلب کرد.

مینیاتور ایران با این سابقه کم نظیر حیف بود که در کنار رقبای ژاپنی و چینی و هندی خود بیرنگ و کم مقدار باشد. مینیاتور هند وجود خود را مدیون نقاشان ایران است. میر سید علی و عبدلصمد شیرازی از استادان ایرانی،‌در بازگشت همایون شاه به هند با او به دهلی رفتند و هنر ایرانی، در بازگشت به هند بردند و در آنجا ترویج کردند.

حسین مصور الملکی

آنها با ترکیب شیوه ایرانی با عناصر نقاشی هند شیوه تازه‌ای بنام «هند و پرسی» بوجود آوردند. بدعت‌های آنها در اعتلای مینیاتور هندی نقش اساسی داشت، اما حالا مینیاتور هندی سلف خود را از میدان بدر می‌کرد. این نقطه جراحت من بود. کار جستجوی من برای یافتن یک هویت معتبر برای مینیاتور ایران به تجربه در سبک‌های مختلف وادارم کرد. قبل از جنگ جهانی دوم تابلوی «نادر» را ساختم. این اثر به گمان خودم یک تجربه موفق بود:

«چو کافرو گون شد شبه موی من
ز غم تاخت پیری سیه موی من»

سپاهی ز اندیشه کردم روان
سوی نادر و جنگ و هندوستان»

«به پیری سر من، سرجنگ داشت
جوان بود و بر جنگ آهنگ داشت»

«من از کلک چون خنجر آبدار
بر این صفحه کردم بسی کارزار»

«ز تیغ قلم بس سر انداختم
یلان را به یکدیگر انداختم»

«ز شمشیر اندیشه از پشت زین
دلیران فکندم بروی زمین»

«ز پیکان کلک اندرین رزمگاه
دریدم بسی سینه این سپاه»

در سایه کبود ابرهای سپید و پراکنده، در کنار یک رشته تپه‌های خاکی، دریایی از شمشیر و نیزه و خنجر و زوبین موج می‌زند. دریای بزرگتری ازخون جاری است. و دو سپاه می‌خواهند فتح را به قیمت جان خود بخرند. تا دور دست دشت نبرد، سیاهی لشکر است. سپرهای بی صاحب، اسب های هراسان، جسدهای پاره پاره شده، فیل های خشمگین، حقیقت شوم جنگ را از پشت پرده حماسه‌های تاریخ عریان نشان می‌دهند.

این جنگ افتخار و پیروزی در حقیقت کشتارگاه تمدن و تاریخ است. نادر تبرزین بدست، دلیرانش را به پیشروی تشویق می‌کند و محمدشاه در میان حلقه پیلان و سوارانش شکست محتوم را می‌خواهد از سرنوشت خود بشوید. اما در پشت این صحنه بزرگ تاریخ جز پوچی و خلاء، خلایی که افسانه‌ها آن را پر می‌کنند، چه چیزی است؟ سرهای بریده مثل گوی در میدان چوگان افتاده‌است.

چوگان با تقدیر است. و همه آن سرهایی که هنوز بر قامت‌ها استواراست، گوی‌های بعدی این میدان بی پیروزی است. پیروزی در هیچ جنگی نیست. و من این مفهوم را خواسته‌ام در تابلوی نادر و جنگ هندوستان نشان بدهم….

در نیمه جنگ جهانی بود که تابلوی «شکست محور» را ساختم، این تابلو کاملاً هویت ایرانی داشت. استالین، روزولت و چرچیل را نشان می‌داد که روی اسب های کوچک آذربایجانی هیتلر، موسولینی و هیروهیتو (سران محور) را تعقیب می‌کنند. فتح و شکست روح اصلی تابلو است.

پیروزی در این تابلو شانسی نیست که بروی یکی از مخاصمین بال گشوده باشد، در حقیقت تبلور آرزوهای بشری بود که هر روز هزاران بار در میدان های جنگ جان می‌سپرد.از روی این تابلو هزاران نسخه چاپ شد و نه تنها در کشور، بلکه در بسیاری از ممالک چهار جنگ زده انتشار یافت.

پس از این تابلو صدها تابلوی دیگر زیر پنجه‌های من رنگ گرفت. اما جستجویی که آغاز کرده بودم سرانجام نیافت. پیش از آنکه مراد و مطلوب را پیدا کنم، از پا در آمدم. دو سال پیش به دنبال یک سکته ناقص دستم از کار افتاد….و حالا این پنجه‌های خشکیده فقط می‌تواند گرد و خاک را از روی بازمانده تابلوهایم پاک کند…پیروزی وجود ندارد. شکست حتمی است. این آخرین حرف سرنوشت است که مرگ آن را در گوش ما زمزمه می‌کند.”

استاد مصورالمکلی خاموش می‌شود، در حالی که نگاهش روی تابلو تخت جمشید ثابت مانده است. انگار به اعماق تاریخ فرورفته، شکوه ویرانه‌های تخت جمشید بهترین بازگوی زندگی خود اوست، مردی که نشان درجه یک هنر را برسینه دارد، دیپلم نمایشگاه بین المللی بروکسل و دهها نمایشگاه جهانی حقانیت او را تثبیت می‌کند-و ده ها تابلوی او در کلکسیون ها و موزه‌های مختلف جهان پشتوانه ۸۰ سال رنج و آفرینش اوست.

منبع:asemoni.com